<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?><rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"><channel><title>فلسفه تحلیلی on رفتن</title><link>https://ziaenezhad.ir/tags/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C/</link><description>Recent content in فلسفه تحلیلی on رفتن</description><generator>Hugo -- gohugo.io</generator><language>fa</language><lastBuildDate>Sun, 26 Jul 2026 00:00:00 +0000</lastBuildDate><atom:link href="https://ziaenezhad.ir/tags/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C/index.xml" rel="self" type="application/rss+xml"/><item><title>زبان نمادین لایب نیتس برای اندیشیدن</title><link>https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/</link><pubDate>Sun, 26 Jul 2026 00:00:00 +0000</pubDate><guid>https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/</guid><description>&lt;img src="https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/image.jpg" alt="Featured image of post زبان نمادین لایب نیتس برای اندیشیدن" />&lt;p>اصطلاح لاتینی Characteristica Universalis که معمولاً در انگلیسی به Universal Characteristic یا Universal Character ترجمه می‌شود، به زبانی صوری و جهان‌شمول اشاره دارد که گوتفرید ویلهلم لایبنیتس آن را در نظر داشت؛ زبانی که بتواند مفاهیم ریاضی، علمی و مابعدالطبیعی را به‌صورت دقیق بیان کند. لایبنیتس امیدوار بود با طراحی چنین زبانی، ابزاری فراهم آورد که بتوان در چارچوب یک محاسبه یا حساب منطقیِ جهان‌شمول (calculus ratiocinator) از آن بهره گرفت.&lt;/p>
&lt;p>Characteristica Universalis از مفاهیم تکرارشونده در آثار لایبنیتس است. او هنگام نگارش به زبان فرانسوی، گاه برای اشاره به همین ایده از تعبیر spécieuse générale نیز استفاده می‌کرد. این مفهوم اغلب در کنار ایده calculus ratiocinator (حساب منطقی) و نیز طرح او برای تدوین یک دایرةالمعارف جامع مطرح می‌شود؛ دایرةالمعارفی که قرار بود همه دانش بشری را در قالبی منظم و یکپارچه گرد آورد.&lt;/p>
&lt;h2 id="زبان-مشترک-جهان">زبان مشترک جهان&lt;/h2>
&lt;p>بسیاری از پژوهشگران لایبنیتس که به زبان انگلیسی می‌نویسند، بر این باورند که مقصود او از Characteristica Universalis یا «زبانِ جهان‌شمول» (Universal Character)، نوعی پاسیگرافی (pasigraphy) یا زبان اندیشه‌نگار (ideographic language) بوده است. قرار بود این زبان بر نسخه‌ای عقلانی‌شده از «اصول» نویسه‌های چینی استوار باشد؛ آن‌گونه که اروپاییان در قرن هفدهم این نویسه‌ها را درک می‌کردند. از این منظر، معمولاً Characteristica Universalis با طرح‌های معاصرِ زبان‌های جهان‌شمول، مانند اسپرانتو، زبان‌های کمکی همچون اینترلینگوا (Interlingua)، و نیز پروژه‌های منطق صوری مانند مفهوم‌نگاشت (Begriffsschrift) فرگه مرتبط دانسته می‌شود. افزون بر این، گسترش جهانی تجارت اروپا در عصر لایبنیتس، انگیزه‌هایی مرکانتیلیستی برای ایجاد یک زبان تجاریِ جهان‌شمول پدید آورده بود تا بازرگانان بتوانند، فارغ از زبان طبیعیِ مخاطبان خود، با هم ارتباط برقرار کنند.&lt;/p>
&lt;p>با این حال، برخی دیگر از پژوهشگران، از جمله یائنکه (Jaenecke)، خاطرنشان کرده‌اند که لایبنیتس اهداف دیگری نیز برای Characteristica Universalis در نظر داشت و همین جنبه‌ها منشأ ابهام و ناسازگاری یادشده در تفسیرهای جدید از این مفهوم شده‌اند. به گفته یائنکه:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>پروژه لایبنیتس اساساً پروژه‌ای در منطق نیست، بلکه پروژه‌ای در بازنمایی دانش است؛ حوزه‌ای که در معرفت‌شناسی و فلسفه علمِ معاصر ــ که عمدتاً معطوف به منطق‌اند ــ تا حد زیادی مغفول مانده است. دقیقاً همین جهت‌گیری یک‌سویه این رشته‌هاست که مسئول تصویر تحریف‌شده‌ای از آثار لایبنیتس است که در ادبیات پژوهشی مشاهده می‌شود.
&lt;br/>
&lt;em>— یائنکه، ۱۹۹۶&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>همچنین، لویی کوتورا (Louis Couturat) نوشته است که لایبنیتس نظام‌های زبانی جورج دالگارنو (George Dalgarno) و جان ویلکینز (John Wilkins) را از همین حیث مورد انتقاد قرار می‌داد؛ زیرا این نظام‌ها:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>&amp;hellip; بیش از آنکه بر سودمندی علمی متمرکز باشند، معطوف به کاربردهای عملی‌اند؛ یعنی عمدتاً زبان‌های مصنوعی‌ای هستند که برای ارتباطات بین‌المللی طراحی شده‌اند، نه زبان‌های فلسفی‌ای که روابط منطقی میان مفاهیم را بیان کنند. لایبنیتس در مقابل آنها از آنچه خود «مشخصه حقیقی» (real characteristic) می‌نامد دفاع می‌کند؛ زبانی که ترکیب مفاهیم را از طریق ترکیب نشانه‌هایی که عناصر بسیط آنها را بازنمایی می‌کنند، بیان کند، به‌گونه‌ای که تناظر میان مفاهیم مرکب و نمادهای آنها طبیعی باشد، نه صرفاً قراردادی.
&lt;br/>
&lt;em>— کوتورا، La Logique de Leibniz، ۱۹۰۱، فصل ۳&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;h2 id="زبانی-جهانشمول-برای-علم">زبانی جهان‌شمول برای علم&lt;/h2>
&lt;p>لایبنیتس تصریح می‌کرد که هدف او ایجاد الفبای اندیشه انسانی بود؛ یعنی زبانی نمادین و جهان‌شمول (characteristic) برای علم، ریاضیات و مابعدالطبیعه. به گفته کوتورا:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>در ماه مه ۱۶۷۶، او بار دیگر زبان جهان‌شمول را با characteristic یکی دانست و در رؤیای زبانی بود که در عین حال یک حساب (calculus) نیز باشد؛ نوعی جبر اندیشه.
&lt;br/>
&lt;em>— کوتورا، ۱۹۰۱، فصل ۳&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>این characteristic در واقع تعمیم و جهان‌شمول‌سازیِ انواع گوناگون «مشخصه‌های حقیقی» (real characteristics) بود. کوتورا می‌نویسد که لایبنیتس هیروگلیف‌های مصری، نویسه‌های چینی و نمادهای شیمیایی را نمونه‌هایی از نظام‌های نگارشی مبتنی بر real characteristics می‌دانست:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>این امر نشان می‌دهد که real characteristic از نظر او نوعی اندیشه‌نگاری (ideography) بود؛ یعنی نظامی از نشانه‌ها که اشیا (یا دقیق‌تر، اندیشه‌ها) را مستقیماً بازنمایی می‌کند، نه واژه‌ها را؛ به‌گونه‌ای که هر ملت بتواند آنها را بخواند و به زبان خود ترجمه کند.
&lt;br/>
&lt;em>— کوتورا، ۱۹۰۱، فصل ۳&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>کوتورا در پانویسی بر همین مطلب می‌افزاید:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>لایبنیتس در جایی دیگر حتی نت‌های موسیقی و نمادهای نجومی (نشانه‌های بروج و نشانه‌های سیارات، از جمله خورشید و ماه) را نیز در شمار این گونه نشانه‌ها قرار می‌دهد. همچنین شایان توجه است که لایبنیتس گاه در محاسبات جبری خود، به جای حروف، از نمادهای سیارات استفاده می‌کرد.
&lt;br/>
&lt;em>— کوتورا، ۱۹۰۱، فصل ۳&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;h2 id="مابعدالطبیعه">مابعدالطبیعه&lt;/h2>
&lt;p>هارتلی راجرز (Hartley Rogers) با مرتبط ساختن Characteristica Universalis به «نظریه ابتداییِ ترتیب اعداد حقیقی» (elementary theory of the ordering of the reals)، بر بُعد مابعدالطبیعی آن تأکید می‌کند و آن را «نظامی با تعریفی دقیق برای صورت‌بندی گزاره‌های علمی» معرفی می‌کند (راجرز، ۱۹۶۳: ۹۳۴).&lt;/p>
&lt;p>پروژه‌های زبان جهان‌شمول، مانند اسپرانتو، و پروژه‌های منطق صوری، مانند مفهوم‌نگاشت (Begriffsschrift) فرگه، معمولاً دغدغه ترکیب معرفت‌شناختی (epistemic synthesis) میان علوم تجربی، ریاضیات، تصویرنگاشت‌ها (pictographs) و مابعدالطبیعه را، آن‌گونه که لایبنیتس توصیف می‌کرد، ندارند. از همین‌رو، پژوهشگران در نشان دادن این‌که چگونه پروژه‌هایی مانند Begriffsschrift یا اسپرانتو می‌توانند تمام چشم‌اندازی را که لایبنیتس برای Characteristica Universalis در نظر داشت، محقق سازند، با دشواری روبه‌رو بوده‌اند.&lt;/p>
&lt;p>نوشته‌های الکساندر گوده (Alexander Gode) حاکی از آن است که Characteristica لایبنیتس دارای نوعی گرایش مابعدالطبیعی بوده است که مانع از آن می‌شده تا واقعیت را به‌طور کامل و وفادارانه بازنمایی کند.1 گوده تأکید می‌کند که لایبنیتس ابتدا اهداف یا کارکردهای معینی را تعیین می‌کرد و سپس Characteristica را برای تحقق آن اهداف و کارکردها بسط می‌داد.&lt;/p>
&lt;h2 id="علم">علم&lt;/h2>
&lt;p>در حوزه علم، لایبنیتس در نظر داشت که Characteristica Universalis او به صورت مجموعه‌ای از نمودارها یا تصاویر درآید که بتوانند هر نظامی را، در هر مقیاسی، بازنمایی کنند و برای همگان، صرف‌نظر از زبان مادری‌شان، قابل فهم باشند. لایبنیتس می‌نویسد:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>و هرچند اهل علم از دیرباز به نوعی زبان یا مشخصه جهان‌شمول اندیشیده‌اند که به‌وسیله آن بتوان همه مفاهیم و اشیا را در نظمی نیکو سامان داد و با یاری آن، ملت‌های مختلف اندیشه‌های خود را با یکدیگر مبادله کنند و هر کس بتواند آنچه را دیگری به زبان خود نوشته است، به زبان خویش بخواند، با این همه، تاکنون هیچ‌کس در پی آن نبوده است که زبانی یا مشخصه‌ای پدید آورد که به‌طور هم‌زمان هم هنر کشف و هم هنر داوری را در بر گیرد؛ یعنی زبانی که نشانه‌ها و علائم آن همان نقشی را ایفا کنند که نشانه‌های حساب برای اعداد و نشانه‌های جبر برای کمیت‌های انتزاعی ایفا می‌کنند. با این حال، به نظر می‌رسد که چون خداوند این دو علم را به بشر عطا کرده است، خواسته ما را آگاه سازد که رازی به‌مراتب بزرگ‌تر در فاهمه ما نهفته است و این دو علم چیزی جز سایه‌هایی از آن راز نیستند.
&lt;br/>
— &lt;em>لایبنیتس، Zur allgemeinen Charakteristik، در: Hauptschriften zur Grundlegung der Philosophie، Philosophische Werke، جلد ۱، صص. ۳۰–۳۱. ترجمه آرتور بوخناو، با بازبینی، مقدمه و یادداشت‌های ارنست کاسیرر. هامبورگ: انتشارات فلیکس ماینر، ۱۹۶۶. (مگر آنکه خلاف آن تصریح شده باشد، همه نقل‌قول‌های لایبنیتس از رساله درباره مشخصه جهان‌شمول (On the General Characteristic) است، آن‌گونه که در ترجمه لوِمکر (۱۹۶۹: ۲۲۱–۲۲۵) آمده است. این نقل‌قول از صفحه ۲۲۲ است.)&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>پی. پی. واینر (P. P. Weiner) نمونه‌ای از کاربرد گسترده Characteristicaی لایبنیتس را در علم اقلیم‌شناسی مطرح کرده است. او می‌نویسد که دستگاه پیش‌بینی آب‌وهوا که آتاناسیوس کیرخر (Athanasius Kircher) ابداع کرده بود، «از آن جهت برای لایبنیتس جالب توجه بود که با تلاش‌های خود او برای ابداع یک زبان جهان‌شمول ارتباط داشت» (واینر، ۱۹۴۰).&lt;/p>
&lt;p>لایبنیتس در همان آغاز دوران علمی خود، رؤیای خویش درباره یک زبان علمی جهان‌شمول را چنین بیان کرده است:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>ما درباره هنر ترکیب علوم، یعنی منطق اکتشافی، سخن گفته‌ایم&amp;hellip; اما هنگامی که جدول‌های مقولاتِ هنر ترکیب ما تدوین شوند، چیزی بزرگ‌تر پدید خواهد آمد. زیرا اگر اصطلاحات نخستین، که همه اصطلاحات دیگر از ترکیب آنها ساخته می‌شوند، با نشانه‌هایی مشخص شوند، این نشانه‌ها نوعی الفبا خواهند بود. شایسته است که این نشانه‌ها تا حد امکان طبیعی باشند؛ برای مثال، برای واحد یک نقطه، برای اعداد مجموعه‌ای از نقطه‌ها، برای روابط میان یک موجود و موجودی دیگر خط‌ها، و برای تغییرات زاویه‌ها و انتهای خط‌ها، گونه‌های مختلفی از روابط. اگر این امور به‌درستی و با مهارت سامان یابند، این نگارش جهان‌شمول به همان اندازه که همگانی است، آسان نیز خواهد بود و بدون هیچ فرهنگ لغتی قابل خواندن خواهد بود؛ و در عین حال، شناختی بنیادین از همه اشیا به دست خواهد داد. تمام این نظام نوشتاری، به‌نوعی، از شکل‌های هندسی و گونه‌ای از تصاویر تشکیل خواهد شد؛ همان‌گونه که مصریان باستان چنین می‌کردند و چینیان نیز امروز چنین می‌کنند. البته تصاویر آنان به یک الفبای ثابت فروکاسته نشده‌اند&amp;hellip; و در نتیجه، به حافظه‌ای بسیار نیرومند نیاز دارند؛ چیزی که دقیقاً برخلاف مقصود ماست.
&lt;br/>
— &lt;em>درباره هنر ترکیب (On the Art of Combination)، ۱۶۶۶، ترجمه‌شده در پارکینسون، ۱۹۶۶: صص. ۱۰–۱۱.&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>نیکلاس رشر (Nicholas Rescher) در بررسی مقاله کوهن (۱۹۵۴) می‌نویسد:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>برنامه لایبنیتس برای یک علم جهان‌شمول (scientia universalis)، که هدف آن سازمان‌دهی همه معارف بشری در قالب یک کلّ نظام‌مند بود، از دو بخش تشکیل می‌شد: (۱) یک نمادگذاری جهان‌شمول (characteristica universalis) که به‌وسیله آن هر نوع اطلاعاتی بتواند به شیوه‌ای طبیعی و نظام‌مند ثبت شود؛ و (۲) روشی برای پردازش محاسباتیِ دانشی که بدین‌گونه ثبت شده است، به‌منظور آشکار ساختن روابط منطقی و نتایج مترتب بر آن (calculus ratiocinator).
— &lt;em>رشر، ۱۹۵۴.&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>لایبنیتس در سال‌های پایانی عمر خود نوشت که ترکیب مابعدالطبیعه با ریاضیات و علم، از طریق یک مشخصه جهان‌شمول، مستلزم ایجاد چیزی است که خود آن را چنین توصیف می‌کند:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>&amp;hellip; نوعی جبر عمومی که در آن همه حقایق عقل به گونه‌ای از حساب فروکاسته شوند. در عین حال، این نظام نوعی زبان یا نگارش جهان‌شمول نیز خواهد بود؛ اما به‌کلی متفاوت از همه زبان‌هایی که تاکنون پیشنهاد شده‌اند. زیرا خودِ نشانه‌ها و واژه‌ها ذهن را هدایت خواهند کرد و خطاها ــ جز خطاهای مربوط به واقع ــ صرفاً خطاهای محاسباتی خواهند بود. پدید آوردن یا ابداع چنین زبان یا مشخصه‌ای بسیار دشوار خواهد بود، اما آموختن آن، بدون نیاز به هیچ فرهنگ لغتی، بسیار آسان خواهد بود.
&lt;br/>
— &lt;em>لایبنیتس، نامه به نیکولا رمون (Nicolas Remond)، ۱۰ ژانویه ۱۷۱۴، در: لوِمکر، ۱۹۶۹: ص. ۶۵۴. ترجمه با اندکی بازنگری.&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>بنابراین، این بازنمایی جهان‌شمولِ دانش، قرار بود خط‌ها، نقطه‌ها و گونه‌ای از تصاویر (pictographs یا logograms) را با یکدیگر ترکیب کند؛ عناصری که سپس به‌وسیله calculus ratiocinator مورد پردازش قرار می‌گرفتند. لایبنیتس امیدوار بود که جبر تصویری او بتواند مطالعه علمیِ پدیده‌های کیفی را پیش ببرد و بدین‌ترتیب همان چیزی را پدید آورد که خود از آن با عنوان:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>آن علمی که در آن صورت‌ها یا فرمول‌های اشیا به‌طور کلی، یعنی کیفیت به‌طور کلی، مورد بررسی قرار می‌گیرند.&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>یاد می‌کند.&lt;/p>
&lt;h2 id="استدلال-نموداری-او">استدلال نموداری او&lt;/h2>
&lt;p>&lt;img src="https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/LeibnizCharacters.jpg"
width="246"
height="49"
srcset="https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/LeibnizCharacters_hu9574308010078465113.jpg 480w, https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/LeibnizCharacters_hu3851318584897759339.jpg 1024w"
loading="lazy"
alt="عناصر بنیادین تصویرنگاشت‌های لایبنیتس"
class="gallery-image"
data-flex-grow="502"
data-flex-basis="1204px"
>&lt;/p>
&lt;p>از آنجا که Characteristica Universalis ماهیتی نموداری (diagrammatic) دارد و از تصویرنگاشت‌ها (pictograms) بهره می‌گیرد (نگاه کنید به شکل)، نمودارهایی که در آثار لایبنیتس آمده‌اند، شایسته بررسی دقیق هستند. لایبنیتس دست‌کم در دو مورد، استدلال‌های فلسفی خود را با استفاده از نمودارها به تصویر کشیده است. یکی از این نمودارها، تصویر آغازین (frontispiece) کتاب De Arte Combinatoria (درباره هنر ترکیب، ۱۶۶۶) است که نظریه ارسطوییِ چگونگی شکل‌گیری همه اشیای مادی از ترکیب چهار عنصر خاک، آب، هوا و آتش را بازنمایی می‌کند.&lt;/p>
&lt;p>&lt;img src="https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/Characteristica_universalis_diagram.jpg"
width="253"
height="244"
srcset="https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/Characteristica_universalis_diagram_hu14573010806143252915.jpg 480w, https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/Characteristica_universalis_diagram_hu10193068381771257169.jpg 1024w"
loading="lazy"
alt="استدلال نموداری لایبنیتس"
class="gallery-image"
data-flex-grow="103"
data-flex-basis="248px"
>&lt;/p>
&lt;p>چهار عنصر یادشده چهار گوشه یک لوزی را تشکیل می‌دهند (نگاه کنید به شکل). زوج‌های متقابلِ این عناصر با نواری که بر آن واژه «متضادها» (contraries) نوشته شده است، به یکدیگر متصل شده‌اند (خاک–هوا و آتش–آب). در چهار گوشه مربعِ منطبق بر این لوزی نیز چهار کیفیت تشکیل‌دهنده عناصر قرار گرفته‌اند. هر دو کیفیت مجاور با نواری که بر آن عبارت «ترکیب ممکن» (possible combination) نوشته شده، به هم متصل شده‌اند؛ در مقابل، قطرهایی که این کیفیت‌ها را به یکدیگر وصل می‌کنند، با عبارت «ترکیب ناممکن» (impossible combination) مشخص شده‌اند.&lt;/p>
&lt;p>اگر از رأس بالایی شکل آغاز کنیم، آتش از ترکیب خشکی و گرمی پدید می‌آید؛ هوا از تری و گرمی؛ آب از سردی و تری؛ و خاک از سردی و خشکی.&lt;/p>
&lt;h2 id="بازنگری-لایبنیتس-در-اندیشه-خود">بازنگری لایبنیتس در اندیشه خود&lt;/h2>
&lt;p>لایبنیتس به‌درستی دریافته بود که ایجاد Characteristica Universalis کاری بسیار دشوار است. او زمانی را که برای تدوین آن لازم می‌دانست چنین برآورد کرده بود:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>گمان می‌کنم گروهی از افراد برگزیده بتوانند این کار را در مدت پنج سال به انجام برسانند.
&lt;br/>
&lt;em>— لوِمکر، ۱۹۶۹: ص. ۲۲۴&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>او سپس می‌افزاید:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>ازاین‌رو، بار دیگر همان سخنی را تکرار می‌کنم که بارها گفته‌ام: انسانی که نه پیامبر باشد و نه پادشاه، هرگز نمی‌تواند کاری بزرگ‌تر، سودمندتر برای نوع بشر و شایسته‌تر برای جلال الهی از این را بر عهده گیرد.
&lt;br/>
&lt;em>— لوِمکر، ۱۹۶۹: ص. ۲۲۵&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>با این حال، در سال‌های پایانی زندگی، لحن او واقع‌بینانه‌تر و محتاطانه‌تر شد. او در نامه‌ای به تاریخ مارس ۱۷۰۶ به الکتریس سوفیِ هانوفر (Electress Sophia of Hanover)، همسر حامی خود، چنین نوشت:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>درست است که در گذشته در اندیشه ابداع شیوه جدیدی برای محاسبه بودم که برای موضوعاتی مناسب باشد که هیچ وجه اشتراکی با ریاضیات ندارند؛ و اگر این نوع منطق به کار گرفته می‌شد، هر نوع استدلال، حتی استدلال‌های احتمالی، همانند استدلال‌های ریاضی می‌بود. در آن صورت، اگر لازم می‌شد، ذهن‌های کم‌توان‌تر، به شرط آنکه پشتکار و حسن نیت داشته باشند، اگر نمی‌توانستند همگام با بزرگ‌ترین اندیشمندان حرکت کنند، دست‌کم قادر بودند از آنان پیروی کنند. زیرا همیشه می‌شد گفت: بیایید محاسبه کنیم، و بر پایه آن، تا آنجا که داده‌ها و عقل ابزار لازم را در اختیار ما می‌گذارند، به‌درستی داوری کنیم. اما نمی‌دانم آیا هرگز در موقعیتی خواهم بود که چنین طرحی را به انجام برسانم؛ طرحی که به بیش از یک دست نیاز دارد. افزون بر این، به نظر می‌رسد که نوع بشر هنوز به آن درجه از بلوغ نرسیده است که بتواند مدعی بهره‌مندی از مزایایی باشد که این روش می‌تواند فراهم آورد.
&lt;br/>
&lt;em>— استریکلند، ۲۰۱۱: ص. ۳۵۵&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>او در نامه‌ای دیگر، در سال ۱۷۱۴، خطاب به نیکولا رمون (Nicholas Remond)، نوشت:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>درباره جبر عمومی خود با مارکی دو لوپیتال و دیگران سخن گفته‌ام، اما آنان بیش از آنکه گویی خواب و خیالی از من شنیده باشند، به آن توجهی نکردند. البته می‌بایست آن را با نمونه‌ای آشکار پشتیبانی می‌کردم؛ اما برای این کار لازم بود دست‌کم بخشی از مشخصه (characteristic) خود را تدوین کنم، و این کاری آسان نیست؛ به‌ویژه در وضع کنونی من و بدون آنکه از گفت‌وگو با کسانی بهره‌مند باشم که بتوانند در چنین کاری مرا برانگیزند و یاری رسانند.
&lt;br/>
&lt;em>لوِمکر، ۱۹۶۹: ص. ۶۵۶&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>سرانجام، لایبنیتس با آشنایی دوباره با دستگاه اعداد دودویی (binary digits) از طریق متون چینی، به‌ویژه ای چینگ (I Ching)، به این باور رسید که پیوندی بنیادین را کشف کرده است؛ پیوندی که به گمان او می‌توانست مبنای تحقق Characteristica Universalis باشد. بر پایه این دیدگاه، این کشف بعدها به شکل‌گیری بنیان‌های منطق نمادین و فلسفه جدید، به‌ویژه فلسفه تحلیلی مبتنی بر منطق محمولات (predicate-based Analytic Philosophy) و منطق بولی (Boolean Logic) انجامید.&lt;/p>
&lt;h2 id="سه-معیار">سه معیار&lt;/h2>
&lt;p>سی. جی. کوهن (C. J. Cohen) در سال ۱۹۵۴ سه معیار را مطرح کرد که هر پروژه‌ای برای ایجاد یک زبان فلسفی باید آنها را برآورده سازد تا بتوان آن را نمونه‌ای از Characteristica Universalis به شمار آورد. کوهن در بیان این معیارها به مفهوم «لوجیستیک» (logistic) ارجاع می‌دهد. مقصود او از این اصطلاح، همان معنایی نیست که امروزه در تحلیل‌های آماری از واژه logistic مراد می‌شود.&lt;/p>
&lt;p>در سال ۱۹۱۸، کلارنس اروینگ لوئیس (Clarence Irving Lewis)، نخستین منطق‌دان انگلیسی‌زبانی که بخشی از نوشته‌های منطقی لایبنیتس را ترجمه و بررسی کرد، مفهوم لوجیستیک را چنین توضیح می‌دهد:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>لوجیستیک را می‌توان علمی دانست که به انواع نظم، از آن حیث که نظم‌اند، می‌پردازد. لوجیستیک بیش از آنکه یک موضوع باشد، یک روش است. هرچند بخش عمده‌ای از لوجیستیک یا بر اصول منطق نمادین استوار است یا استفاده گسترده‌ای از آنها می‌کند، بااین‌حال، علمِ نظم به‌طور کلی، لزوماً منطق نمادین را پیش‌فرض نمی‌گیرد و نقطه آغاز خود نیز قرار نمی‌دهد.
&lt;br/>
&lt;em>— لوئیس، ۱۹۶۰: صص. ۳، ۷–۹. (لوئیس در اینجا اندیشه‌های استاد خود، جوزایا رویس (Josiah Royce)، را بازتاب می‌دهد؛ نک.: مدخل «Order» در Collected Logical Writings of Royce، چاپ ۱۹۵۱.)&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>بر این اساس، کوهن نتیجه می‌گیرد که مشخصه جهان‌شمول (universal character) باید سه کارکرد اساسی زیر را داشته باشد:&lt;/p>
&lt;ol>
&lt;li>
&lt;p>یک زبان کمکی بین‌المللی (international auxiliary language) باشد که افرادِ دارای زبان‌های مادری متفاوت بتوانند به‌وسیله آن با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>دستگاهی نمادین برای بیان دقیق و نظام‌مندِ تمام دانش موجود فراهم آورد، به‌گونه‌ای که امکان یک پردازش لوجیستیکی (logistic treatment) از علم، به‌طور کلی، فراهم شود. افزون بر این، این دستگاه نمادین باید قابلیت گسترش برای دربرگرفتن دانش‌های آینده را نیز داشته باشد.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>ابزاری برای کشف و اثبات (instrument of discovery and demonstration) باشد.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;/ol>
&lt;p>این سه معیار، همراه با مفهوم لوجیستیک، نشان می‌دهند که کوهن و لوئیس هر دو Characteristica Universalis را با روش‌ها و اهداف نظریه عمومی سیستم‌ها (General Systems Theory) مرتبط می‌دانسته‌اند.&lt;/p>
&lt;h2 id="یک-زبان-علمی-مشترک">یک زبان علمی مشترک&lt;/h2>
&lt;p>ناسازگاری، ابهام و فقدان جزئیات کافی در ترجمه‌های انگلیسی‌زبان از نوشته‌های لایبنیتس و نیز در تفسیرهای جدید انگلیسی‌زبان از آثار او، ارائه توضیحی روشن و دقیق را دشوار می‌سازد. همانند calculus ratiocinator لایبنیتس، دو جریان متفاوت در اندیشه فلسفی، بر دو جنبه متفاوتی که در نوشته‌های لایبنیتس یافت می‌شود، تأکید کرده‌اند.&lt;/p>
&lt;p>دیدگاه نخست بر منطق و زبان تأکید می‌کند و با فلسفه تحلیلی و خردگرایی (rationalism) پیوند دارد. دیدگاه دوم بیشتر با دیدگاه‌های کوتورا، آن‌گونه که در بالا بیان شد، هماهنگ است؛ زیرا بر علم و مهندسی تأکید می‌کند. این دیدگاه با فلسفه ترکیبی (synthetic philosophy) و تجربه‌گرایی (empiricism) مرتبط دانسته می‌شود.&lt;/p>
&lt;p>لایبنیتس امیدوار بود که یکی یا هر دوِ این جنبه‌ها بتوانند همچون رشته آریادنه (Ariadne&amp;rsquo;s thread) راهنمای استدلال انسانی باشند و از این طریق، راه‌حل‌هایی برای بسیاری از مسائل فوری و اساسی بشریت پیشنهاد کنند.&lt;/p>
&lt;h2 id="گودل-توطئه-ای-در-کار-است">گودل: توطئه ای در کار است!&lt;/h2>
&lt;p>از آنجا که لایبنیتس هرگز Characteristica Universalis را با جزئیات عملیاتی و اجرایی توصیف نکرد، بسیاری از فیلسوفان آن را خیالی بی‌اساس و غیرواقع‌بینانه دانسته‌اند. در همین راستا، پارکینسون می‌نویسد:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>دیدگاه‌های لایبنیتس درباره ماهیت نظام‌مندِ تمام دانش‌ها، با طرح‌های او برای یک نمادگذاری جهان‌شمول، یعنی Characteristica Universalis، پیوند دارد. این نظام قرار بود حسابی باشد که تمام اندیشه را دربرگیرد و مناقشه و اختلاف را با محاسبه جایگزین کند. این آرمان، امروزه بیش از حد خوش‌بینانه و حتی مضحک به نظر می‌رسد&amp;hellip;»
&lt;br/>
&lt;em>— پارکینسون، ۱۹۷۳: ص. ix&lt;/em>&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>از سوی دیگر، منطق‌دان کورت گودل (Kurt Gödel) باور داشت که Characteristica Universalis امکان‌پذیر است و تحقق آن می‌توانست شیوه عمل در ریاضیات را دگرگون کند (داوسون، ۱۹۹۷). با این حال، او متوجه شد که پرداختن دقیق و مفصل به این طرح در نوشته‌های منتشرشده لایبنیتس، به‌طرز چشمگیری غایب است.&lt;/p>
&lt;p>به نظر می‌رسد گودل همه متون لایبنیتس را که در آنها اشاره‌ای به Characteristica شده بود، گردآوری کرد و خود را متقاعد ساخت که نوعی سانسور سازمان‌یافته و توطئه‌آمیز درباره این طرح رخ داده است؛ باوری که به تدریج به نوعی وسواس تبدیل شد.&lt;/p>
&lt;p>ممکن است گودل از بزرگیِ کاری که در برابر ویراستاران دست‌نوشته‌های لایبنیتس قرار داشت، به اندازه کافی آگاه نبوده باشد؛ زیرا لایبنیتس حدود ۱۵٬۰۰۰ نامه و ۴۰٬۰۰۰ صفحه دست‌نوشته دیگر از خود برجای گذاشت. حتی امروزه نیز بخش عمده‌ای از این میراث عظیم (Nachlass) همچنان منتشر نشده باقی مانده است.&lt;/p>
&lt;h2 id="پروژههای-مرتبط-در-قرن-هفدهم-میلادی">پروژه‌های مرتبط در قرن هفدهم میلادی&lt;/h2>
&lt;p>افراد دیگری در قرن هفدهم، مانند جورج دالگارنو (George Dalgarno)، پروژه‌های فلسفی و زبانی مشابهی را دنبال کردند که برخی از آنها تحت عنوان ماتسیس جهان‌شمول (mathesis universalis) مطرح می‌شدند. نمونه برجسته این جریان، جان ویلکینز (John Wilkins)، نویسنده کتاب An Essay towards a Real Character and a Philosophical Language، بود که به‌عنوان نخستین گام در مسیر ایجاد یک زبان جهان‌شمول، یک تزاروس (thesaurus) تألیف کرد.&lt;/p>
&lt;p>او قصد داشت به این تزاروس، یک الفبای اندیشه انسانی (alphabet of human thought) ــ یعنی یک طرح سازمان‌دهی شبیه به تزاروس یا نظام دهدهی دیویی ــ و نیز یک «جبر اندیشه» (algebra of thought) بیفزاید که امکان دست‌کاری و پردازش بر اساس قواعد را فراهم کند.&lt;/p>
&lt;p>فیلسوفان و زبان‌شناسانی که چنین پروژه‌هایی را دنبال می‌کردند، اغلب به گروه‌های طرفدار پان‌سوفیا (pansophical) ــ یعنی دانش جهان‌شمول (universal knowledge) ــ و گروه‌های فعال در حوزه دانش علمی در لندن و آکسفورد تعلق داشتند. این گروه‌ها در مجموع با عنوان «کالج نامرئی» (Invisible College) شناخته می‌شدند و امروزه از آنان به‌عنوان پیشگامان شکل‌گیری انجمن سلطنتی (Royal Society) یاد می‌شود.&lt;/p>
&lt;h2 id="پروژههای-معاصر">پروژه‌های معاصر&lt;/h2>
&lt;p>در طول ۱۵۰ سال گذشته، طیف گسترده‌ای از زبان‌های ساخته‌شده پدید آمده‌اند که می‌توان آنها را در برخی جنبه‌ها مؤید برخی از شهودهای لایبنیتس دانست.&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>ریموند اف. پایپر&lt;/strong> (&lt;em>Raymond F. Piper&lt;/em>) (۱۹۵۷: ۴۳۲–۴۳۳) ادعا کرد که اثر &lt;strong>نمادگذاری یکپارچه برای فهم جهانی در علم&lt;/strong> (&lt;em>Unified Symbolism for World Understanding in Science&lt;/em>) نوشته &lt;strong>او. ال. رایزر&lt;/strong> (&lt;em>O. L. Reiser&lt;/em>) (۱۹۵۵)، که بسطی از اثر او با عنوان &lt;strong>فلسفه‌ای برای وحدت جهانی&lt;/strong> (&lt;em>A Philosophy for World Unification&lt;/em>) (۱۹۴۶) بود، از &lt;strong>Characteristica Universalis&lt;/strong> لایبنیتس الهام گرفته است. او این نظام را برای فهم جهانی و ارتباطات بدون سوگیری ضروری می‌دانست تا «جنگ سرانجام بتواند از میان برود و یک سازمان جهانی از انسان‌های صلح‌طلب به‌تدریج شکل گیرد» (پایپر، همان).&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>مطالعه جبر بولی جبرهای بولی و نظریه گروه‌ها در قرن نوزدهم، شهود لایبنیتس را تأیید کرد که جبر مجرد روش‌های جبری می‌توانند برای استدلال درباره پدیده‌های کیفی و غیرعددی به کار روند. به‌طور خاص، اعضای مجموعه جهانی یک جبر بولی یا گروه (ریاضیات) گروه لزوماً نباید عدد باشند. افزون بر این، بخش قابل توجهی از فلسفه و علم نظری را می‌توان به صورت نظریه‌های اصل‌موضوعی (&lt;em>axiomatic theories&lt;/em>) مبتنی بر منطق مرتبه اول و نظریه مجموعه‌ها صورت‌بندی کرد.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>همچنین باید توجه داشت که نظریه مدل برای صورت‌بندی و استدلال درباره موضوعاتی کاملاً غیرعددی، مانند معناشناسی و کاربردشناسی زبان‌های طبیعی، به کار گرفته شده است. با این حال، این رویکردها تاکنون به هیچ‌گونه تصویرنگاشت نمادگذاری تصویرنگارانه منجر نشده‌اند.&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>فیرنلی-ساندر&lt;/strong> (&lt;em>Fearnley-Sander&lt;/em>) (۱۹۸۶) یک گام فراتر رفت و &lt;strong>characteristica&lt;/strong>ی لایبنیتس را ترکیبی از &lt;strong>جبر منطق&lt;/strong> (&lt;em>algebra of logic&lt;/em>) ــ که فیرنلی-ساندر آن را &lt;strong>calculus ratiocinator&lt;/strong> تعریف می‌کند ــ و &lt;strong>جبر هندسه&lt;/strong> (&lt;em>algebra of geometry&lt;/em>) ــ که آن را &lt;strong>characteristica geometrica&lt;/strong> می‌نامد ــ دانست. فیرنلی-ساندر پیشنهاد کرد که این ترکیب با ظهور جبر جهان‌شمول «تحقق یافته است». برخی دیگر از پژوهشگران حوزه «جبر جهان‌شمول» ــ یعنی مطالعه ویژگی‌های ریاضی و منطقی ساختارهای جبری به‌طور کلی ــ باور ندارند که جبر جهان‌شمول ارتباطی با &lt;strong>characteristica&lt;/strong> داشته باشد.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>پالکو، گی بولچسو&lt;/strong> (&lt;em>Palko, Gy Bulcsu&lt;/em>) (۱۹۸۶) تحلیل ساختاری را برای تحلیل و طراحی نظام‌های سلسله‌مراتبی با استفاده از یک زبان شمایلی بررسی کرد و پیشنهاد داد که این امر کاربردی از مشخصه جهان‌شمول پروژه لایبنیتس در زبان تحلیل ساختاری و صورت‌بندی یک نظام کنترل شمایلی است.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>کلوگه&lt;/strong> (&lt;em>Kluge&lt;/em>) (۱۹۸۰) استدلال کرد که اثر بنیادین گوتلوب فرگه فرگه ، یعنی Begriffsschrift ، آگاهانه از &lt;strong>characteristica universalis&lt;/strong> الهام گرفته است.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>با وجود اینکه چارلز سندرز پیرس ، یکی از بنیان‌گذاران نشانه‌شناسی ، باور داشت که تمام استدلال‌ها ماهیتی نموداری دارند، رابطه احتمالی میان &lt;strong>characteristica&lt;/strong> و نمودارهای وجودی او و نیز نشانه‌شناسی، هنوز در ادبیات انگلیسی بررسی نشده است.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>چندین جنبه از پوزیتیویسم منطقی ، به‌ویژه:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>
&lt;p>نظریه‌های مرتبه اول رودلف کارناپ در کتاب &lt;em>Aufbau&lt;/em> (۱۹۲۸، ترجمه انگلیسی ۱۹۶۷) و اثر پس از آن، یعنی گودمن (۱۹۷۷)، از نظر گستره و بلندپروازی، ماهیتی لایبنیتسی دارند؛ هرچند لایبنیتس احتمالاً با دشمنی آشکار کارناپ نسبت به همه مابعدالطبیعه مخالفت می‌کرد.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>جنبش وحدت علم در دهه ۱۹۳۰، که توسط اوتو نویرات ، رودلف کارناپ و چارلز دبلیو. موریس رهبری شد و بعدها ادوارد هاسکل و دیگران نیز در آن مشارکت داشتند، قابل مقایسه با &lt;strong>characteristica&lt;/strong> است.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>نظام تصویرنگاری ایزوتایپ اوتو نویرات و «زبان تصویری بین‌المللی».&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>تلاش‌های زیر برای بازسازی بخش‌هایی از علم نظری به صورت نظریه‌های اصل‌موضوعی مرتبه اول را می‌توان تلاش‌هایی برای توسعه بخش‌هایی از &lt;strong>characteristica&lt;/strong> دانست:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>نسبیت خاص&lt;/strong>، توسط هانس رایشنباخ ، رودلف کارناپ و دیگران در دهه ۱۹۲۰ (کارناپ، ۱۹۵۸: ۱۹۷–۲۱۲).&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>زیست‌شناسی&lt;/strong>، توسط جوزف وودگر (۱۹۳۷)، در دهه ۱۹۳۰ (کارناپ، ۱۹۵۸: ۲۱۳–۲۲۰).&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>مکانیک&lt;/strong>، توسط ساپس (۱۹۵۷: ۲۹۱–۳۰۵) و دیگران در دهه ۱۹۵۰.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>اهداف پروژه &lt;strong>Symbolator&lt;/strong> یا «رایانه ایده» (&lt;em>idea-computer&lt;/em>) (گوپولد، ۱۹۹۴) از برخی جهات به نسخه‌ای کم‌جاه‌طلبانه‌تر از &lt;strong>characteristica universalis&lt;/strong> شباهت دارد.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>ارتباط‌هایی میان این پروژه و فرقه یهودی کابالا و نیز سیاست زبان کمکی بین‌المللی آیین بهائی مطرح شده است.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>همچنین ادعا شده است که &lt;strong>characteristic&lt;/strong> نیای زبان نظام‌های انرژی تصویرنگارانه و سنتز امرژی مرتبط با بوم‌شناسی نظام‌ها بوم‌شناسی نظام‌های هاوارد تی. اودوم است (Cevolatti and Maud, 2004).&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>زبان نظام‌های انرژی، خط‌ها و نقطه‌ها را با «گونه‌ای از تصاویر» ترکیب می‌کند که به‌وسیله رایانه‌های دیجیتال و بسته‌های نرم‌افزاری مانند EXTEND (Odum, Odum, and Peterson 1995) و شبیه‌ساز امرژی والی (&lt;em>Valyi&amp;rsquo;s Emergy Simulator&lt;/em>) دست‌کاری می‌شوند.&lt;/p>
&lt;p>این زبان برای ایجاد یک زبان عمومی نظام‌ها طراحی شد که امکان حسابداری کمی و شبیه‌سازی ریاضی روابط کیفی انرژی میان موجودات بوم‌شناختی را فراهم آورد:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>آن علمی که در آن صورت‌ها یا فرمول‌های اشیا به‌طور کلی، یعنی کیفیت به‌طور کلی، مورد بررسی قرار می‌گیرند.&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>از استفاده مکرر از این زبان در مدل‌سازی و شبیه‌سازی اصول انرژی روابط بوم‌شناختی، یک جبر عمومی با نام جبر امرژی (&lt;em>emergy algebra&lt;/em>) پدید آمد. این جبر به‌ویژه امکان کشف و اثبات اصل بیشینه توان را فراهم کرد که به‌عنوان قانون چهارم ترمودینامیک پیشنهاد شده است.&lt;/p>
&lt;p>اگر این ادعای تبارشناختی پذیرفته شود، نرم‌افزارهای شبیه‌سازی مانند EXTEND و شبیه‌ساز امرژی والی را می‌توان ترکیبی از &lt;strong>characteristica&lt;/strong> و calculus ratiocinator دانست؛ البته تنها در صورتی که رایانه دیجیتال به‌عنوان تجسم فیزیکی &lt;strong>calculus ratiocinator&lt;/strong> تفسیر شود.&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>
&lt;p>کارهای ماریو بانگه در مرز میان فیزیک و مابعدالطبیعه، ظاهراً بر پیش‌فرض‌های مابعدالطبیعی مشابه با پیش‌فرض‌های &lt;strong>characteristica&lt;/strong>ی لایبنیتس استوار است (Radnitzky 1981: 246).&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>جبر متعالی جبر متعالی (&lt;em>Transcendent Algebra&lt;/em>) اثر یاکوب لینتسباخ ، که نوعی پاسیگرافی برای امکان «محاسبه حقیقت» از طریق دست‌کاری واقعیت‌های داده‌شده بر اساس اصولی مشابه اصول ریاضی بود، از &lt;strong>characteristica&lt;/strong>ی لایبنیتس الهام گرفته است.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>لوجبان (&lt;em>Lojban&lt;/em>) (و نسخه قدیمی‌تر آن لوگلان Loglan ) هر دو زبان‌های مصنوعی مشتق‌شده از منطق محمولات هستند و برای استفاده در ارتباطات انسانی طراحی شده‌اند.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>نمادهای بلیس (&lt;em>Blissymbols&lt;/em> یا &lt;em>Blissymbolics&lt;/em>) اثر چارلز کی. بلیس ، که امروزه به‌عنوان «زبان جایگزین و افزوده» برای افراد دارای معلولیت استفاده می‌شود، اما در اصل به‌عنوان یک زبان کمکی بین‌المللی طراحی شده بود، گفته شده است که در چارچوب &lt;strong>characteristica&lt;/strong> قرار می‌گیرد (Bliss 1978).&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>ایموجی ‌ها، با وجود آنکه هنوز در مراحل ابتدایی خود هستند، می‌توانند مرحله‌ای اولیه از توسعه طبیعی یک زبان لوگوگرافیک جهان‌شمول تلقی شوند.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>ایتکویل (&lt;em>Ithkuil&lt;/em>) زبان ساخته‌شده‌ای است که توسط جان کوییادا ایجاد شده و برای بیان سطوح عمیق‌تر شناخت انسانی به‌صورت کوتاه، آشکار و روشن طراحی شده است؛ به‌ویژه در ارتباط با دسته‌بندی‌های انسانی.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>سازمان بین‌المللی استانداردسازی (&lt;em>ISO&lt;/em>)، با پیشینه‌ای که به دهه ۱۹۲۰ بازمی‌گردد، در سال ۱۹۴۷ با نام کنونی خود به‌عنوان سازمانی غیردولتی با جایگاه مشورتی عمومی نزد شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد تأسیس شد. اعضای آن شامل نهادهای ملی استانداردسازی ۱۶۴ کشور عضو سازمان ملل هستند. ایزو بر اساس فعالیت بیش از ۲۵۰ کمیته فنی خود، بیش از ۲۰٬۰۰۰ استاندارد برای اصطلاحات علمی، نام‌ها و اختصارات، وزن‌ها و اندازه‌ها و تصویرنگاشت‌های مرتبط با ایمنی و حوزه‌های دیگر منتشر کرده است.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>زبان مدل‌سازی یکپارچه (&lt;em>Unified Modeling Language - UML&lt;/em>) یک زبان مدل‌سازی عمومی در حوزه مهندسی نرم‌افزار است که هدف آن ارائه روشی استاندارد برای نمایش بصری طراحی یک نظام است.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>Bennett, John G.; Bortoft, Henri; and Pledge, Kenneth&lt;/strong>:
«به سوی یک زبان کامل از نظر عینی: مقاله‌ای در توصیف عینی به‌کاررفته در روش علمی»&lt;/p>
&lt;p>&lt;em>Systematics: The Journal of the Institute for the Comparative Study of History, Philosophy and the Sciences&lt;/em>،
جلد ۳، شماره ۳، دسامبر ۱۹۶۵، صفحات ۱۸۵–۲۲۹.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>الفبای آوایی بین‌المللی (&lt;em>International Phonetic Alphabet - IPA&lt;/em>) نظامی الفبایی برای نشانه‌گذاری آوایی است که عمدتاً بر اساس خط لاتین ساخته شده است. این نظام در اواخر قرن نوزدهم توسط انجمن آوایی بین‌المللی طراحی شد تا بازنمایی استانداردی از صداهای زبان گفتاری فراهم آورد.&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;h2 id="منابع">منابع&lt;/h2>
&lt;div dir=ltr>
&lt;ul>
&lt;li>&amp;ldquo;Isotype and FUTURE books - Neurath&amp;rdquo;. June 2003. Retrieved 10 July 2016.&lt;/li>
&lt;li>&amp;ldquo;Emergy Simulator&amp;rdquo;. SourceForge.net. 16 April 2013. Retrieved 10 July 2016.
On Leibniz&amp;rsquo;s lifelong interest in the characteristica and the like, see the following texts in Loemker (1969): 165–66, 192–95, 221–28, 248–50, and 654–66.&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>On the characteristica, see Rutherford (1995) and the still-classic discussion in Couturat (1901: chpts. 3,4). Also relevant to the characteristica is Mates&amp;rsquo;s (1986: 183–88) discussion of what he called the lingua philosophica.&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>Bliss, Charles K., 1978. Semantography: Blissymbolics. 3rd enlarged edition. Sydney: Semantography-Blissymbolics Publications.&lt;/li>
&lt;li>Brown, M. T., 2004. &amp;ldquo;A picture is worth a thousand words: energy systems language and simulation,&amp;rdquo; Ecological Modelling 178: 83–100.&lt;/li>
&lt;li>Bulcsu P. G., 1986. &amp;ldquo;Formalization of the Iconic Language for Structured Analysis and Symbolic Logic,&amp;rdquo; [A STRUKTURALT ANALIZIS (SA) IKONIKUS NYELVENEK FORMALIZALASA ES A SZIMBOLIKUS LOGIKA.] Meres es Automatika 34: 315–22.&lt;/li>
&lt;li>Carnap, Rudolph, 1958. Introduction to Symbolic Logic with Applications. Dover.&lt;/li>
&lt;li>—, 1967. The Logical Structure of the World: Pseudoproblems in Philosophy. University of California Press. Translation of his 1928 Der Logische Aufbau der Welt. Leipzig: Felix Meiner Verlag.&lt;/li>
&lt;li>Cevolatti, D., and Maud, S., 2004. &amp;ldquo;Realising the Enlightenment: H. T. Odum&amp;rsquo;s Energy Systems Language qua G. W. v. Leibniz&amp;rsquo;s Characteristica Universalis&amp;rdquo;, Ecological Modelling 178: 279–92.&lt;/li>
&lt;li>Cohen, C. Jonathan, 1954. &amp;ldquo;On the project of a universal character,&amp;rdquo; Mind (New Series) 63: 249, pp. 49–63.&lt;/li>
&lt;li>Couturat, Louis, 1901. La Logique de Leibniz. Paris: Felix Alcan. (Donald Rutherford&amp;rsquo;s English translation in progress.)&lt;/li>
&lt;li>Couturat, Louis, O. Jespersen, R. Lorenz, Wilhelm Ostwald and L. Pfaundler, 1910. International Language and Science: Considerations on the Introduction of an International Language into Science, Constable and Company Limited, London.&lt;/li>
&lt;li>Dascal, M., 1987. Leibniz: Language, Signs and Thought, A Collection of Essays. Philadelphia: John Benjamins.&lt;/li>
&lt;li>Davis, Martin, 2001. Engines of Logic: Mathematicians and the Origin of the Computer. W W Norton.&lt;/li>
&lt;li>Dawson, Jr., J. W., 1997. Logical Dilemmas: The Life and Work of Kurt Gödel. Wellesley MA: A. K. Peters.&lt;/li>
&lt;li>Fearnley-Sander, Desmond, 1982. &amp;ldquo;Hermann Grassmann and the Prehistory of Universal Algebra,&amp;rdquo; The American Mathematical Monthly 89: 161–66.&lt;/li>
&lt;li>Gode, Alexander, 1951. Interlingua-English: A Dictionary of the International language. New York: Storm Publishers.&lt;/li>
&lt;li>Goodman, Nelson, 1977 (1951). The Structure of Appearance. Reidel.&lt;/li>
&lt;li>Hintikka, Jaakko, 1997. Lingua Universalis vs. Calculus Ratiocinator. An ultimate presupposition of Twentieth-century philosophy. Kluwer.&lt;/li>
&lt;li>Jaenecke, P., 1996. &amp;ldquo;Elementary principles for representing knowledge,&amp;rdquo; Knowledge Organization 23: 88–102.&lt;/li>
&lt;li>Kluge, E. H. W., 1980. &amp;ldquo;Frege, Leibniz and the notion of an ideal language,&amp;rdquo; Studia Leibnitiana 12: 140–54.&lt;/li>
&lt;li>Lewis, C. I., 1960 (1918). A Survey of Symbolic Logic. Dover.&lt;/li>
&lt;li>Loemker, Leroy, ed. and trans., 1969. Leibniz: Philosophical Papers and Letters. Synthese Historical Library. Dordrecht: D. Reidel.&lt;/li>
&lt;li>Mates, Benson, 1986. The Philosophy of Leibniz. Oxford Univ. Press.&lt;/li>
&lt;li>Odum, E. C., Odum, H. T. and Peterson, N. S., 1995. &amp;ldquo;Using Simulation to Introduce the Systems Approach in Education&amp;rdquo; in Hall, C.S., ed., Maximum Power: The Ideas and Applications of H. T. Odum. Colorado Univ. Press: 346–52.&lt;/li>
&lt;li>Parkinson, G. H. R., ed. and trans., 1966. Leibniz: Logical Papers. Oxford Univ. Press.&lt;/li>
&lt;li>—, and Mary Morris, trans., 1973. Leibniz: Philosophical Writings. London: J M Dent.&lt;/li>
&lt;li>Piper, R. F. 1957. &amp;ldquo;Review of &amp;lsquo;Unified Symbolism for World Understanding in Science&amp;rsquo; by Oliver L. Reiser,&amp;rdquo; Philosophy and Phenomenological Research 17: 432–33.&lt;/li>
&lt;li>Radnitzky, Gerard, 1981. &amp;ldquo;Analytic philosophy as the confrontation between Wittgensteinians and Popper&amp;rdquo; in Agassi, J. &amp;amp; Cohen, R. S. (eds.), Scientific Philosophy Today (pp. 239–286). Dordrecht: Springer Verlag.&lt;/li>
&lt;li>Reiser, Oliver Leslie, 1946. A philosophy for world unification: Scientific humanism as an ideology for cultural integration, Haldeman-Julius Publications.&lt;/li>
&lt;li>—, 1940. The Promise of Scientific Humanism Toward a Unification of Scientific, Religious, Social and Economic Thought, Oskar Piest.&lt;/li>
&lt;li>– 1955. Unified symbolism for world understanding in science: Including Bliss symbols (semantography) and logic, cybernetics and semantics, Semantography Pub. Co.&lt;/li>
&lt;li>Rescher, Nicholas, 1954. &amp;ldquo;Review of On the Project of a Universal Character by Jonathan Cohen,&amp;rdquo; Journal of Symbolic Logic 19: 133.&lt;/li>
&lt;li>Rogers, Jr., Hartley, 1963. &amp;ldquo;An Example in Mathematical Logic,&amp;rdquo; The American Mathematical Monthly 70: 929–45.&lt;/li>
&lt;li>Rutherford, Donald, 1995, &amp;ldquo;Philosophy and language&amp;rdquo; in Jolley, N., ed., The Cambridge Companion to Leibniz. Cambridge Univ. Press.&lt;/li>
&lt;li>Strickland, Lloyd, ed., 2011. Leibniz and the Two Sophies: The Philosophical Correspondence. Toronto: Iter Inc.&lt;/li>
&lt;li>Suppes, Patrick, 1999 (1957). Introduction to Logic. Dover.&lt;/li>
&lt;li>van Heijenoort, Jean, 1967. &amp;ldquo;Logic as calculus and logic as language,&amp;rdquo; Synthese 17: 324–330. Reprinted in Hintikka (1997).&lt;/li>
&lt;li>Wiener, Philip P., 1940. &amp;ldquo;Leibniz&amp;rsquo;s Project of a Public Exhibition of Scientific Inventions,&amp;rdquo; Journal of the History of Ideas 1: 232–240.&lt;/li>
&lt;li>Woodger, Joseph H., 1937. The axiomatic method in biology, Cambridge University Press.&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;/div></description></item><item><title>زبان برساخته</title><link>https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87/</link><pubDate>Fri, 24 Jul 2026 00:00:00 +0000</pubDate><guid>https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87/</guid><description>&lt;img src="https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87/image.webp" alt="Featured image of post زبان برساخته" />&lt;p>&lt;strong>زبان برساخته&lt;/strong> زبانی است که برای ارتباط میان انسان‌ها (یعنی نه برای ارتباط با رایانه‌ها یا میان رایانه‌ها)، برخلاف بیشتر زبان‌هایی که به‌طور طبیعی از خلال تعاملات انسانی پدید می‌آیند، به‌وسیلهٔ یک فرد یا گروه و با هدفی مشخص طراحی و ابداع می‌شود. اصطلاح &lt;em>constructed language&lt;/em> غالباً به صورت &lt;strong>conlang&lt;/strong> نیز به کار می‌رود و، به‌عنوان اصطلاحی نسبتاً عام، زیرشاخه‌هایی همچون &lt;strong>زبان‌های داستانی&lt;/strong>، &lt;strong>زبان‌های مصنوعی&lt;/strong>، &lt;strong>زبان‌های مهندسی‌شده&lt;/strong>، &lt;strong>زبان‌های برنامه‌ریزی‌شده&lt;/strong> و &lt;strong>زبان‌های ابداعی&lt;/strong> را دربر می‌گیرد. زبان‌های برساخته ممکن است دارای ویژگی‌هایی مشابه زبان‌های طبیعی باشند؛ از جمله &lt;strong>واج‌شناسی&lt;/strong>، &lt;strong>دستور زبان&lt;/strong>، &lt;strong>خط (نظام نوشتاری)&lt;/strong> و &lt;strong>واژگان&lt;/strong>. رشتهٔ &lt;strong>میان‌زبان‌شناسی&lt;/strong> (&lt;em>Interlinguistics&lt;/em>) مطالعهٔ زبان‌های برساخته را نیز در بر می‌گیرد.&lt;/p>
&lt;h2 id="تاریخچه">تاریخچه&lt;/h2>
&lt;h3 id="آزمایشهای-زبانی-در-دوران-باستان">آزمایش‌های زبانی در دوران باستان&lt;/h3>
&lt;p>اندیشه‌ورزی دربارهٔ دستور زبان به دوران باستان کلاسیک بازمی‌گردد. برای نمونه، این موضوع در گفت‌وگوی &lt;strong>کراتیلوس&lt;/strong>ِ افلاطون دیده می‌شود؛ آنجا که &lt;strong>هرموگنس&lt;/strong> استدلال می‌کند واژه‌ها ذاتاً با آنچه به آن دلالت می‌کنند پیوند ندارند، بلکه انسان‌ها «بخشی از صدای خود را [&amp;hellip;] بر یک چیز اطلاق می‌کنند.»&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>آتنائوس&lt;/strong> داستانی نقل می‌کند دربارهٔ دو شخصیت، &lt;strong>دیونوسیوسِ سیراکوز&lt;/strong> و &lt;strong>اسکندرخوس مقدونی&lt;/strong>:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>دیونوسیوسِ سیراکوز&lt;/strong> واژه‌های نوساخته‌ای (&lt;em>neologism&lt;/em>) ابداع کرد؛ از جمله:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;em>menandros&lt;/em> به معنای «دوشیزه» (از &lt;em>menei&lt;/em> به معنای «در انتظار ماندن» و &lt;em>andra&lt;/em> به معنای «شوهر») به جای واژهٔ رایج یونانی &lt;em>parthenos&lt;/em>؛&lt;/li>
&lt;li>&lt;em>menekratēs&lt;/em> به معنای «ستون» (از &lt;em>menei&lt;/em> به معنای «در جای خود باقی می‌ماند» و &lt;em>kratei&lt;/em> به معنای «استوار است») به جای &lt;em>stulos&lt;/em>؛&lt;/li>
&lt;li>و &lt;em>ballantion&lt;/em> به معنای «زوبین» (از &lt;em>balletai enantion&lt;/em> به معنای «به سوی کسی پرتاب می‌شود») به جای &lt;em>akon&lt;/em>.&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;/li>
&lt;li>
&lt;p>&lt;strong>اسکندرخوس مقدونی&lt;/strong>، برادر شاه &lt;strong>کاساندر&lt;/strong>، بنیان‌گذار شهر &lt;strong>اورانوپولیس&lt;/strong> بود. آتنائوس، به نقل از &lt;strong>هراکلییدسِ لمبوسی&lt;/strong>، می‌گوید که اسکندرخوس «واژگانی نامتعارف به کار می‌برد؛ مثلاً به خروس &amp;ldquo;بانگ‌سپیده&amp;rdquo;، به آرایشگر &amp;ldquo;تراشندهٔ میرایان&amp;rdquo;، به دراخما &amp;ldquo;نقرهٔ ساخته‌شده&amp;rdquo;، و به منادی &lt;em>aputēs&lt;/em> (از &lt;em>ēputa&lt;/em> به معنای &amp;ldquo;بلندآواز&amp;rdquo;) می‌گفت. [&amp;hellip;] او روزی نامه‌ای [&amp;hellip;] برای مقامات شهر &lt;strong>کاساندره&lt;/strong> نوشت. [&amp;hellip;] به نظر من، حتی خدای پیشگوی &lt;strong>آپولونِ پیتیایی&lt;/strong> نیز نمی‌توانست معنای آن نامه را دریابد.»&lt;/p>
&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>گرچه الگوهای دستوری‌ای که فیلسوفان دوران باستان پیشنهاد می‌کردند با هدف تبیین زبان‌های موجود، مانند &lt;strong>لاتینی&lt;/strong>، &lt;strong>یونانی&lt;/strong> و &lt;strong>سانسکریت&lt;/strong>، تدوین شده بودند، از آن‌ها برای ساخت دستورهای زبانی جدید استفاده نمی‌شد. تقریباً هم‌زمان با افلاطون، &lt;strong>پانینی&lt;/strong> در دستور توصیفی زبان سانسکریت، مجموعه‌ای از قواعد را برای تبیین زبان تدوین کرد؛ از این‌رو، متن دستور او را می‌توان آمیزه‌ای از زبان طبیعی و زبان برساخته دانست.&lt;/p>
&lt;h3 id="نخستین-زبانهای-برساخته">نخستین زبان‌های برساخته&lt;/h3>
&lt;p>&lt;img src="https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87/68r.jpg"
width="1536"
height="731"
srcset="https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87/68r_hu6047913963877358269.jpg 480w, https://ziaenezhad.ir/p/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87/68r_hu15170300653561919475.jpg 1024w"
loading="lazy"
alt="صفحهٔ ۶۸r از دست‌نوشتهٔ ووینیچ. این صفحهٔ تاشوی سه‌برگیِ دست‌نوشته، نموداری را در بر دارد که به نظر می‌رسد ماهیتی نجومی داشته باشد."
class="gallery-image"
data-flex-grow="210"
data-flex-basis="504px"
>&lt;/p>
&lt;p>افسانه‌ای که در اثر ایرلندی سدهٔ هفتم، &lt;strong>Auraicept na n-Éces&lt;/strong>، آمده است، روایت می‌کند که &lt;strong>فینیوس فارساید&lt;/strong> پس از آشفتگی زبان‌ها به &lt;strong>شِنعار&lt;/strong> رفت و او و شاگردانش به مدت ده سال زبان‌های گوناگون را بررسی کردند و بهترین ویژگی‌های هر یک را برگزیدند تا زبانی به نام &lt;em>in Bérla tóbaide&lt;/em> («زبان برگزیده») پدید آورند که آن را &lt;strong>Goídelc&lt;/strong>، یعنی زبان ایرلندی، نامیدند. به نظر می‌رسد این نخستین اشارهٔ ادبی به مفهوم زبان برساخته باشد.&lt;/p>
&lt;p>قدیمی‌ترین زبان‌های غیرطبیعی، بیش از آنکه «برساخته» تلقی شوند، «فراطبیعی»، رازآمیز یا الهام‌گرفته از منشأ الهی به شمار می‌رفتند. &lt;strong>Lingua Ignota&lt;/strong> که در سدهٔ دوازدهم به وسیلهٔ &lt;strong>هیلدگارد بینگنی&lt;/strong> ثبت شد، نمونه‌ای از این زبان‌ها و ظاهراً نخستین زبان کاملاً مصنوعی است. این زبان گونه‌ای زبان رمزیِ عرفانیِ خصوصی بود (همچنین بنگرید به &lt;strong>Enochian&lt;/strong>).&lt;/p>
&lt;p>نمونه‌ای مهم از فرهنگ خاورمیانه، زبان &lt;strong>Balaibalan&lt;/strong> است که در سدهٔ شانزدهم ابداع شد. گمانه‌زنی‌های دستوری در سنت &lt;strong>قبالا&lt;/strong> با هدف بازیابی زبان نخستینی انجام می‌شد که بنا بر باور آنان، &lt;strong>آدم و حوا&lt;/strong> در بهشت بدان سخن می‌گفتند و پس از آشفتگی زبان‌ها از میان رفت.&lt;/p>
&lt;p>نخستین طرح مسیحی برای یک زبان آرمانی در کتاب &lt;strong>De vulgari eloquentia&lt;/strong> اثر &lt;strong>دانته آلیگیری&lt;/strong> مطرح شد؛ جایی که او در جست‌وجوی زبان عامیانهٔ ایتالیاییِ آرمانیِ مناسب برای ادبیات بود. اثر &lt;strong>Ars Magna&lt;/strong> از &lt;strong>رامون لول&lt;/strong> نیز پروژه‌ای برای یک زبان کامل بود که به کمک آن بتوان نامؤمنان را به حقیقت ایمان مسیحی متقاعد ساخت. این طرح اساساً کاربردی از &lt;strong>ترکیب‌شناسی&lt;/strong> بر مجموعه‌ای از مفاهیم بود.&lt;/p>
&lt;p>در دورهٔ رنسانس، اندیشه‌های لولی و قبالایی در بستری جادویی به کار گرفته شدند و به کاربردهای &lt;strong>رمزنگارانه&lt;/strong> انجامیدند.&lt;/p>
&lt;h3 id="کمالبخشیدن-به-زبان">کمال‌بخشیدن به زبان&lt;/h3>
&lt;p>علاقهٔ دورهٔ رنسانس به &lt;strong>مصر باستان&lt;/strong>، به‌ویژه پس از کشف اثر &lt;strong>Hieroglyphica&lt;/strong> منسوب به &lt;strong>هراپولون&lt;/strong>، و نیز نخستین آشنایی اروپاییان با &lt;strong>خط چینی&lt;/strong>، تلاش‌هایی را در جهت ایجاد یک زبان نوشتاری کامل برانگیخت.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>یوهانس تریتمیوس&lt;/strong> در آثار &lt;strong>Steganographia&lt;/strong> و &lt;strong>Polygraphia&lt;/strong> کوشید نشان دهد که همهٔ زبان‌ها را می‌توان به یک زبان واحد فروکاست.&lt;/p>
&lt;p>در سدهٔ هفدهم، علاقه به زبان‌های جادویی به وسیلهٔ &lt;strong>رزی‌صلیبیان&lt;/strong> و &lt;strong>کیمیاگران&lt;/strong> (مانند &lt;strong>جان دی&lt;/strong> و زبان &lt;strong>Enochian&lt;/strong>) ادامه یافت. &lt;strong>یاکوب بومه&lt;/strong> نیز در سال ۱۶۲۳ از «زبان طبیعی» (&lt;em>Natursprache&lt;/em>) حواس سخن گفت.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>زبان‌های موسیقایی&lt;/strong> نیز اغلب با عرفان پیوند داشتند، مانند مفهوم &lt;strong>زبان پرندگان&lt;/strong>، هرچند همیشه چنین نبود؛ نمونهٔ &lt;strong>Solresol&lt;/strong> از این قاعده مستثنا است.&lt;/p>
&lt;h3 id="سدههای-هفدهم-و-هجدهم-ظهور-زبانهای-فلسفی">سده‌های هفدهم و هجدهم: ظهور زبان‌های فلسفی&lt;/h3>
&lt;p>در سدهٔ هفدهم، پروژه‌های مربوط به زبان‌های «فلسفی» یا &lt;strong>پیشینی&lt;/strong> (&lt;em>a priori&lt;/em>) پدیدار شدند، از جمله:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>A Common Writing&lt;/strong> (۱۶۴۷) و &lt;strong>The Groundwork or Foundation laid (or So Intended) for the Framing of a New Perfect Language and a Universal Common Writing&lt;/strong> (۱۶۵۲)، اثر &lt;strong>فرانسیس لادویک&lt;/strong>؛&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Ekskybalauron&lt;/strong> (۱۶۵۱) و &lt;strong>Logopandecteision&lt;/strong> (۱۶۵۲)، اثر &lt;strong>سر توماس ارکهارت&lt;/strong>؛&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Ars signorum&lt;/strong> (۱۶۶۱)، اثر &lt;strong>جورج دالگارنو&lt;/strong>؛&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>An Essay towards a Real Character, and a Philosophical Language&lt;/strong> (۱۶۶۸)، اثر &lt;strong>جان ویلکینز&lt;/strong>.&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>این زبان‌های برساختهٔ آغازین که بر پایهٔ رده‌بندی سامان یافته بودند، نظام‌هایی از &lt;strong>طبقه‌بندی سلسله‌مراتبی&lt;/strong> را برای بیان گفتاری و نوشتاری پدید آوردند. &lt;strong>لایبنیتس&lt;/strong> نیز در طرح &lt;strong>lingua generalis&lt;/strong> خود (۱۶۷۸) هدفی مشابه داشت و در پی واژه‌نامه‌ای از نشانه‌ها بود که کاربر بتواند به کمک آن صدق گزاره‌ها را محاسبه کند؛ تلاشی که در ضمن آن به توسعهٔ &lt;strong>حساب دودویی&lt;/strong> انجامید.&lt;/p>
&lt;p>هدف این پروژه‌ها ساده‌سازی دستور زبان و سازمان‌دهی دانش در قالب سلسله‌مراتب بود؛ روندی که سرانجام به &lt;strong>دایرةالمعارف&lt;/strong> عصر روشنگری انجامید. بسیاری از زبان‌های سده‌های هفدهم و هجدهم از نوع &lt;strong>پاسیگرافی&lt;/strong> بودند؛ یعنی زبان‌هایی صرفاً نوشتاری که صورت گفتاری مستقلی نداشتند.&lt;/p>
&lt;p>پس از آنکه لایبنیتس و نویسندگان &lt;strong>دایرةالمعارف&lt;/strong> در سامان‌دهی بی‌ابهام دانش در قالب سلسله‌مراتب ناکام ماندند، به زبان‌های پیشینی مبتنی بر چنین طبقه‌بندی مفهومی روی آوردند. &lt;strong>دالامبر&lt;/strong> در مدخل &lt;strong>Charactère&lt;/strong>، پروژه‌های زبان فلسفیِ سدهٔ پیش از خود را به‌صورت انتقادی بررسی کرد.&lt;/p>
&lt;p>پس از انتشار &lt;strong>دایرةالمعارف&lt;/strong>، پروژه‌های زبان‌های پیشینی به‌تدریج به حاشیه‌های غیرجدی و نامتعارف کشیده شدند. بااین‌حال، برخی نویسندگان، که غالباً از پیشینهٔ این ایده آگاهی نداشتند، تا اوایل سدهٔ بیستم همچنان زبان‌های فلسفیِ رده‌بندی‌شده پیشنهاد می‌کردند (مانند &lt;strong>Ro&lt;/strong>).&lt;/p>
&lt;p>در مقابل، بیشتر &lt;strong>زبان‌های مهندسی‌شده&lt;/strong> معاصر دامنه‌ای محدود دارند؛ برخی تنها برای حوزه‌ای خاص طراحی شده‌اند، مانند صورت‌بندی‌های صوری ریاضی یا زبان‌های محاسباتی (برای مثال &lt;strong>Lincos&lt;/strong> و &lt;strong>زبان‌های برنامه‌نویسی&lt;/strong>)؛ برخی دیگر برای رفع &lt;strong>ابهام نحوی&lt;/strong> (مانند &lt;strong>Loglan&lt;/strong> و &lt;strong>Lojban&lt;/strong>) یا برای دستیابی به بیشترین ایجاز (مانند &lt;strong>Ithkuil&lt;/strong>) طراحی شده‌اند.&lt;/p>
&lt;h3 id="سدههای-نوزدهم-و-بیستم-زبانهای-کمکی">سده‌های نوزدهم و بیستم: زبان‌های کمکی&lt;/h3>
&lt;p>از همان زمان تدوین &lt;strong>دایرةالمعارف&lt;/strong>، توجه به تدریج به &lt;strong>زبان‌های کمکیِ پسینی&lt;/strong> (&lt;em>a posteriori&lt;/em>) معطوف شد.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>ژواکیم فِگه دو ویلنوو&lt;/strong> در مدخل &lt;strong>Langue&lt;/strong> پیشنهاد کوتاهی برای دستور زبانی «موجز» یا قاعده‌مندِ زبان &lt;strong>فرانسوی&lt;/strong> ارائه کرد.&lt;/p>
&lt;p>در طول سدهٔ نوزدهم، شمار فراوانی از &lt;strong>زبان‌های کمکی بین‌المللی&lt;/strong> (IAL) پیشنهاد شد؛ به‌گونه‌ای که &lt;strong>لوئی کوتورا&lt;/strong> و &lt;strong>لئوپولد لو&lt;/strong> در کتاب &lt;strong>Histoire de la langue universelle&lt;/strong> (۱۹۰۳) سی‌وهشت پروژه را بررسی کردند.&lt;/p>
&lt;p>نخستین زبانی که توانست در سطح بین‌المللی تأثیر قابل‌توجهی بگذارد، &lt;strong>ولاپوک&lt;/strong> بود که &lt;strong>یوهان مارتین شلایر&lt;/strong> آن را در سال ۱۸۷۹ معرفی کرد. تنها یک دهه بعد، ۲۸۳ باشگاه ولاپوکیست در سراسر جهان وجود داشت. بااین‌حال، اختلاف میان شلایر و برخی از برجسته‌ترین کاربران این زبان موجب انشعاب شد و تا میانهٔ دههٔ ۱۸۹۰ ولاپوک به فراموشی سپرده شد و جای خود را به &lt;strong>اسپرانتو&lt;/strong> داد که &lt;strong>لودویک لازار زامنهوف&lt;/strong> آن را در سال ۱۸۸۷ عرضه کرده بود و سپس زبان‌های منشعب از آن.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>اینترلینگوا&lt;/strong>، که جدیدترین زبان کمکی با شمار قابل‌توجهی گویشور است، در سال ۱۹۵۱ پدید آمد؛ زمانی که &lt;strong>انجمن زبان کمکی بین‌المللی&lt;/strong>، &lt;strong>فرهنگ اینترلینگوا–انگلیسی&lt;/strong> و دستور زبان همراه آن را منتشر کرد.&lt;/p>
&lt;p>موفقیت اسپرانتو مانع از آن نشد که دیگران به ساخت زبان‌های کمکی تازه ادامه دهند؛ از جمله &lt;strong>Eurolengo&lt;/strong> اثر &lt;strong>لزلی جونز&lt;/strong> که عناصری از زبان‌های انگلیسی و اسپانیایی را درهم می‌آمیزد.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>Loglan&lt;/strong> (۱۹۵۵) و زبان‌های منشعب از آن، بازگشتی عمل‌گرایانه به اهداف زبان‌های پیشینی بودند، اما این بار با در نظر گرفتن ضرورت کاربردپذیری به‌عنوان یک زبان کمکی. بااین‌حال، این زبان‌های پیشینیِ جدید تاکنون تنها گروه‌های کوچکی از گویشوران را به خود جذب کرده‌اند.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>Robot Interaction Language (ROILA)&lt;/strong> که در سال ۲۰۱۰ معرفی شد، زبانی گفتاری است که برای ارتباط میان انسان و ماشین بهینه شده است. مهم‌ترین اهداف ROILA آن است که برای کاربران انسانی به‌آسانی قابل یادگیری باشد و در عین حال برای شناسایی کارآمد به وسیلهٔ الگوریتم‌های &lt;strong>بازشناسی گفتار&lt;/strong> رایانه‌ای بهینه‌سازی شود.&lt;/p>
&lt;h2 id="دستهبندی">دسته‌بندی&lt;/h2>
&lt;h3 id="بر-اساس-هدف">بر اساس هدف&lt;/h3>
&lt;p>بیشتر زبان‌های برساخته را می‌توان بر اساس هدف به چند دسته تقسیم کرد:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>زبان‌های مهندسی‌شده&lt;/strong> (&lt;em>Engineered languages&lt;/em> یا &lt;em>engelangs&lt;/em>) که خود به زیرشاخه‌هایی مانند &lt;strong>زبان‌های منطقی&lt;/strong> (&lt;em>loglangs&lt;/em>)، &lt;strong>زبان‌های فلسفی&lt;/strong> و &lt;strong>زبان‌های آزمایشی&lt;/strong> تقسیم می‌شوند و برای پژوهش و آزمایش در &lt;strong>منطق&lt;/strong>، &lt;strong>فلسفه&lt;/strong> یا &lt;strong>زبان‌شناسی&lt;/strong> طراحی می‌شوند.&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>زبان‌های کمکی بین‌المللی&lt;/strong> (&lt;em>International Auxiliary Languages&lt;/em> یا &lt;em>auxlangs / IALs&lt;/em>) که برای ارتباط میان‌زبانی یا ارتباطات بین‌المللی ساخته می‌شوند.&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>زبان‌های هنری&lt;/strong> (&lt;em>Artistic languages&lt;/em> یا &lt;em>artlangs&lt;/em>) که با هدف ایجاد لذت زیبایی‌شناختی یا اثر طنزآمیز پدید می‌آیند و زیرگروه‌هایی مانند &lt;strong>زبان‌های رمزی&lt;/strong>، &lt;strong>زبان‌های شوخی&lt;/strong> و &lt;strong>زبان‌های عرفانی&lt;/strong> را نیز دربر می‌گیرند.&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>مرز میان این دسته‌ها به هیچ وجه روشن و قطعی نیست و ممکن است یک زبان در بیش از یک دسته قرار گیرد. برای مثال، یک زبان منطقی که با انگیزه‌های زیبایی‌شناختی ساخته شده باشد، در عین حال یک زبان هنری نیز محسوب می‌شود. همچنین زبانی که با انگیزه‌های فلسفی طراحی شده است، ممکن است به عنوان یک زبان کمکی نیز مورد استفاده قرار گیرد.&lt;/p>
&lt;h3 id="زبانهای-پیشینی-_a-priori_-و-پسینی-_a-posteriori_">زبان‌های پیشینی (&lt;em>a priori&lt;/em>) و پسینی (&lt;em>a posteriori&lt;/em>)&lt;/h3>
&lt;p>&lt;strong>زبان برساختهٔ پیشینی&lt;/strong> (&lt;em>a priori&lt;/em>) زبانی است که ویژگی‌های آن &lt;strong>بر پایهٔ هیچ زبان موجودی بنا نشده باشد&lt;/strong>؛ در مقابل، &lt;strong>زبان برساختهٔ پسینی&lt;/strong> (&lt;em>a posteriori&lt;/em>) زبانی است که عناصر آن بر اساس زبان‌های موجود شکل گرفته باشند. البته این تقسیم‌بندی مطلق نیست؛ زیرا بسیاری از زبان‌های برساخته را می‌توان از برخی جنبه‌های زبانی پیشینی و از برخی جنبه‌های دیگر پسینی دانست.&lt;/p>
&lt;h4 id="زبانهای-پیشینی">زبان‌های پیشینی&lt;/h4>
&lt;p>یک &lt;strong>زبان پیشینی&lt;/strong> دارای ویژگی‌هایی است که ابداع یا پردازش شده‌اند تا به شیوه‌ای متفاوت عمل کنند یا اهداف متفاوتی را برآورده سازند.&lt;/p>
&lt;p>برخی زبان‌های پیشینی به عنوان &lt;strong>زبان کمکی بین‌المللی&lt;/strong> طراحی شده‌اند تا امتیاز ناعادلانه‌ای را که گویشوران بومی زبان‌های مبدأ در زبان‌های پسینی دارند، از میان بردارند.&lt;/p>
&lt;p>گروه دیگری که به &lt;strong>زبان‌های فلسفی&lt;/strong> یا &lt;strong>رده‌بندی‌شده&lt;/strong> (&lt;em>taxonomic languages&lt;/em>) معروف‌اند، می‌کوشند واژگان خود را بر اساس یک نظام طبقه‌بندی سامان دهند؛ یا برای بیان یک فلسفهٔ بنیادین، یا برای آنکه تشخیص و یادگیری واژگان جدید آسان‌تر شود.&lt;/p>
&lt;p>سرانجام، بسیاری از &lt;strong>زبان‌های هنری&lt;/strong> که برای استفادهٔ شخصی یا در آثار داستانی ساخته می‌شوند، از دستور زبان و واژگان آگاهانه طراحی‌شده بهره می‌برند و بهترین نمونه‌های زبان‌های پیشینی به شمار می‌آیند.&lt;/p>
&lt;p>نمونه‌هایی از زبان‌های پیشینی عبارت‌اند از:&lt;/p>
&lt;h5 id="زبانهای-کمکی-بینالمللی">زبان‌های کمکی بین‌المللی&lt;/h5>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>Balaibalan&lt;/strong>، منسوب به &lt;strong>فضل‌الله استرآبادی&lt;/strong> یا &lt;strong>محیی گلشنی&lt;/strong> (سدهٔ چهاردهم)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Solresol&lt;/strong>، اثر &lt;strong>فرانسوا سودر&lt;/strong> (۱۸۲۷)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Ro&lt;/strong>، اثر &lt;strong>ادوارد فاستر&lt;/strong> (۱۹۰۶)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Sona&lt;/strong>، اثر &lt;strong>کنت سیرایت&lt;/strong> (۱۹۳۵)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Babm&lt;/strong>، اثر &lt;strong>ریکیچی اوکاموتو&lt;/strong> (۱۹۶۲)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>aUI&lt;/strong>، اثر &lt;strong>وی. جان ویلگارت&lt;/strong> (۱۹۶۲)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Mirad&lt;/strong> (یا &lt;strong>Unilingua&lt;/strong>)، اثر &lt;strong>نوبار آگوپوف&lt;/strong> (۱۹۶۶)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Kotava&lt;/strong>، اثر &lt;strong>استارن فتسی&lt;/strong> (۱۹۷۸)&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;h5 id="زبانهای-آزمایشی">زبان‌های آزمایشی&lt;/h5>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>Láadan&lt;/strong>، اثر &lt;strong>سوزت هیدن الگین&lt;/strong> (۱۹۸۲)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Ithkuil&lt;/strong>، اثر &lt;strong>جان کیخادا&lt;/strong> (۲۰۰۴)&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;h5 id="زبانهای-هنری">زبان‌های هنری&lt;/h5>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>Quenya&lt;/strong> و &lt;strong>Sindarin&lt;/strong>، اثر &lt;strong>جی. آر. آر. تالکین&lt;/strong> برای مجموعهٔ اسطوره‌ای او (نخستین انتشار همراه با &lt;em>هابیت&lt;/em>، ۱۹۳۷)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Klingon&lt;/strong>، اثر &lt;strong>مارک اوکرند&lt;/strong> برای مجموعهٔ علمی‌تخیلی &lt;em>پیشتازان فضا&lt;/em> (۱۹۸۵)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Kēlen&lt;/strong>، اثر &lt;strong>سیلویا سوتومایور&lt;/strong> (۱۹۹۸)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Naʼvi&lt;/strong>، اثر &lt;strong>پل فرامر&lt;/strong> برای فیلم &lt;em>آواتار&lt;/em> (۲۰۰۹)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Dothraki&lt;/strong> و &lt;strong>Valyrian&lt;/strong>، اثر &lt;strong>دیوید جی. پترسون&lt;/strong> برای مجموعهٔ تلویزیونی &lt;em>بازی تاج‌وتخت&lt;/em> (۲۰۱۱)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Kiliki&lt;/strong>، اثر &lt;strong>مادان کارکی&lt;/strong> برای فیلم‌های &lt;em>باهوبالی&lt;/em> (۲۰۱۵)&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;h5 id="زبانهای-جامعهمحور">زبان‌های جامعه‌محور&lt;/h5>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>Damin&lt;/strong> (قوم‌های &lt;strong>یانگکال&lt;/strong> و &lt;strong>لاردیل&lt;/strong>؛ سدهٔ نوزدهم یا پیش از آن)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Eskayan&lt;/strong> (قوم &lt;strong>اسکایا&lt;/strong>؛ حدود ۱۹۲۰)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Medefaidrin&lt;/strong> (قوم &lt;strong>ایبیبیو&lt;/strong>؛ دههٔ ۱۹۳۰)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Palawa kani&lt;/strong> (قوم &lt;strong>پالاوا&lt;/strong>؛ دههٔ ۱۹۹۰)&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;h4 id="زبانهای-پسینی">زبان‌های پسینی&lt;/h4>
&lt;p>از دیدگاه زبان‌شناس فرانسوی &lt;strong>لوئی کوتورا&lt;/strong>، &lt;strong>زبان پسینی&lt;/strong> (&lt;em>a posteriori&lt;/em>، به معنای «برگرفته از امر متأخر») هر زبان برساخته‌ای است که عناصر آن از زبان‌های موجود اقتباس شده یا بر پایهٔ آن‌ها شکل گرفته باشد.&lt;/p>
&lt;p>این اصطلاح گاه به &lt;strong>زبان‌های کنترل‌شده&lt;/strong> نیز تعمیم داده می‌شود و معمولاً بیشتر دربارهٔ منشأ واژگان به کار می‌رود، هرچند می‌تواند سایر ویژگی‌های زبانی را نیز دربر گیرد. همچنین &lt;strong>زبان‌های کمکی ناحیه‌ای&lt;/strong> (&lt;em>zonal auxiliary languages&lt;/em>)، که برای گویشوران یک خانوادهٔ زبانی خاص طراحی می‌شوند، بنا بر تعریف، زبان‌هایی پسینی هستند.&lt;/p>
&lt;p>اگرچه بیشتر زبان‌های کمکی به دلیل کارکرد ارتباطی خود پسینی‌اند، بسیاری از &lt;strong>زبان‌های هنری&lt;/strong> نیز کاملاً بر اساس زبان‌های موجود طراحی شده‌اند؛ به‌ویژه زبان‌هایی که برای روایت‌های &lt;strong>تاریخ بدیل&lt;/strong> ساخته می‌شوند.&lt;/p>
&lt;p>در تشخیص اینکه زبانی پیشینی است یا پسینی، گستردگی و میزان حضور ویژگی‌های برگرفته از زبان‌های طبیعی، عامل تعیین‌کننده است.&lt;/p>
&lt;p>نمونه‌هایی از زبان‌های پسینی عبارت‌اند از:&lt;/p>
&lt;h5 id="زبانهای-هنری-1">زبان‌های هنری&lt;/h5>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>Talossan&lt;/strong> (بر پایهٔ زبان‌های رومیایی)، اثر &lt;strong>رابرت بن مدیسون&lt;/strong> برای &lt;strong>پادشاهی تالوسا&lt;/strong> (۱۹۸۰)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Brithenig&lt;/strong> (بر پایهٔ لاتین و ولزی)، اثر &lt;strong>اندرو اسمیت&lt;/strong> (۱۹۹۶)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Atlantean&lt;/strong> (بر پایهٔ زبان‌های هندواروپایی)، اثر &lt;strong>مارک اوکرند&lt;/strong> برای فیلم &lt;em>Atlantis: The Lost Empire&lt;/em> (۲۰۰۱)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Toki Pona&lt;/strong> (بر پایهٔ چند زبان، از جمله انگلیسی)، اثر &lt;strong>سونیا لانگ&lt;/strong> (۲۰۰۱)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Wenedyk&lt;/strong> (بر پایهٔ لاتین و لهستانی)، اثر &lt;strong>یان فان استینبرخن&lt;/strong> (۲۰۰۲)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Trigedasleng&lt;/strong> (بر پایهٔ انگلیسی)، اثر &lt;strong>دیوید جی. پترسون&lt;/strong> برای مجموعهٔ تلویزیونی &lt;em>The 100&lt;/em> (۲۰۱۴)&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;h5 id="زبانهای-کمکی-کنترلشده">زبان‌های کمکی کنترل‌شده&lt;/h5>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>Latino sine flexione&lt;/strong> (لاتین، ۱۹۱۱)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Basic English&lt;/strong> (انگلیسی، ۱۹۲۵)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>N&amp;rsquo;Ko&lt;/strong> (زبان‌های مانده، ۱۹۴۹)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Learning English&lt;/strong> (انگلیسی، ۱۹۵۹)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Kitara&lt;/strong> (زبان‌های بانتوی جنوب‌غرب اوگاندا، ۱۹۹۰)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Globish&lt;/strong> (انگلیسی، ۲۰۰۴)&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;h5 id="زبانهای-کمکی-بینالمللی-1">زبان‌های کمکی بین‌المللی&lt;/h5>
&lt;ul>
&lt;li>Universalglot (۱۸۶۸)&lt;/li>
&lt;li>Volapük (۱۸۷۹)&lt;/li>
&lt;li>Pasilingua (۱۸۸۵)&lt;/li>
&lt;li>Esperanto (۱۸۸۷)&lt;/li>
&lt;li>Idiom Neutral (۱۹۰۲)&lt;/li>
&lt;li>Ido (۱۹۰۷)&lt;/li>
&lt;li>Reform-Neutral (۱۹۱۲)&lt;/li>
&lt;li>Interlingue (۱۹۲۲)&lt;/li>
&lt;li>Novial (۱۹۲۸)&lt;/li>
&lt;li>Esperanto II (۱۹۳۷)&lt;/li>
&lt;li>Mondial (حدود ۱۹۴۳)&lt;/li>
&lt;li>Interlingua (۱۹۵۱)&lt;/li>
&lt;li>Neo (۱۹۶۱)&lt;/li>
&lt;li>Afrihili (۱۹۷۰)&lt;/li>
&lt;li>Glosa (حدود ۱۹۷۹)&lt;/li>
&lt;li>Uropi (۱۹۸۶)&lt;/li>
&lt;li>Romániço (۱۹۹۱)&lt;/li>
&lt;li>Lingua Franca Nova (۱۹۹۸)&lt;/li>
&lt;li>Sambahsa (۲۰۰۷)&lt;/li>
&lt;li>Lingwa de planeta (۲۰۱۰)&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;h5 id="زبانهای-کمکی-ناحیهای">زبان‌های کمکی ناحیه‌ای&lt;/h5>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>Efatese&lt;/strong> (بر پایهٔ زبان‌های اقیانوسی وانواتو، سدهٔ نوزدهم)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Romanid&lt;/strong> (بر پایهٔ زبان‌های رومیایی، ۱۹۵۶)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Palawa kani&lt;/strong> (بر پایهٔ زبان‌های بومی تاسمانی، ۱۹۹۲)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Folkspraak&lt;/strong> (بر پایهٔ زبان‌های ژرمنی، ۱۹۹۵)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Budinos&lt;/strong> (بر پایهٔ زبان‌های فینواوگری، دههٔ ۲۰۰۰)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Neolatino Romance&lt;/strong> (بر پایهٔ زبان‌های رومیایی، ۲۰۰۶)&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Interslavic&lt;/strong> (بر پایهٔ زبان‌های اسلاوی، ۲۰۱۱)&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;h3 id="ملاحظات-اصطلاحشناختی">ملاحظات اصطلاح‌شناختی&lt;/h3>
&lt;p>گاهی از اصطلاح &lt;strong>زبان برنامه‌ریزی‌شده&lt;/strong> (&lt;em>planned language&lt;/em>) برای اشاره به زبان‌های کمکی بین‌المللی استفاده می‌شود؛ زیرا واژهٔ «مصنوعی» (&lt;em>artificial&lt;/em>) ممکن است بار معنایی منفی داشته باشد.&lt;/p>
&lt;p>در بیرون از فرهنگ اسپرانتو، اصطلاح &lt;strong>برنامه‌ریزی زبانی&lt;/strong> (&lt;em>language planning&lt;/em>) معمولاً به سیاست‌ها و دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که برای معیارسازی یک زبان طبیعی تدوین می‌شوند. از این منظر، حتی یک زبان «طبیعی» نیز ممکن است از برخی جهات مصنوعی باشد، زیرا بخشی از واژگان آن بر اثر تصمیم‌های آگاهانه ساخته شده‌اند.&lt;/p>
&lt;p>همچنین دستورهای تجویزی که از دوران باستان برای زبان‌هایی مانند &lt;strong>لاتین&lt;/strong> و &lt;strong>سانسکریت&lt;/strong> تدوین شده‌اند، نوعی قاعده‌مند کردن زبان‌های طبیعی به شمار می‌روند و در میانهٔ طیفی قرار می‌گیرند که یک سر آن تحول طبیعی زبان و سر دیگر آن ساخت آگاهانهٔ زبان است.&lt;/p>
&lt;p>اصطلاح &lt;strong>Glossopoeia&lt;/strong> نیز برای اشاره به فرایند ساخت زبان، به‌ویژه &lt;strong>زبان‌های هنری&lt;/strong>، به کار می‌رود.&lt;/p>
&lt;p>سنت‌های مختلف، این طبقه‌بندی‌ها را به شیوه‌های متفاوتی به کار می‌برند. برای مثال، بسیاری از گویشوران &lt;strong>اینترلینگوا&lt;/strong> زبان خود را مصنوعی نمی‌دانند؛ زیرا معتقدند هیچ محتوای ابداعی در آن وجود ندارد. واژگان اینترلینگوا از مجموعه‌ای کوچک از زبان‌های طبیعی گرفته شده و دستور آن نیز تا حد زیادی بر همان زبان‌ها استوار است و حتی برخی بی‌قاعدگی‌های آن‌ها را حفظ کرده است. ازاین‌رو، هواداران آن ترجیح می‌دهند دستور و واژگان این زبان را «استانداردشده» بنامند، نه مصنوعی یا برساخته.&lt;/p>
&lt;p>وضعیت &lt;strong>Latino sine flexione&lt;/strong> نیز مشابه است. این زبان نسخه‌ای ساده‌شده از لاتین است که در آن صرف‌های دستوری حذف شده‌اند و برخی طرفدارانش آن را حاصل «برنامه‌ریزی» می‌دانند، نه «ساختن».&lt;/p>
&lt;p>برخی گویشوران &lt;strong>اسپرانتو&lt;/strong> و زبان‌های منشعب از آن نیز از کاربرد اصطلاح «زبان مصنوعی» پرهیز می‌کنند؛ زیرا معتقدند در زبان آن‌ها هیچ امر غیرطبیعی وجود ندارد.&lt;/p>
&lt;h3 id="دقت-اصطلاحی">دقت اصطلاحی&lt;/h3>
&lt;p>برخی پژوهشگران بر این باورند که همهٔ زبان‌های انسانی، نه طبیعی، بلکه مصنوعی‌اند.&lt;/p>
&lt;p>غول داستانی &lt;strong>پانتاگروئل&lt;/strong> در اثر &lt;strong>فرانسوا رابله&lt;/strong> می‌گوید:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>«اینکه بگوییم ما دارای زبان طبیعی هستیم، سوءاستفاده از واژه‌هاست. زبان‌ها بر پایهٔ قراردادها و توافق‌های مردمان وجود دارند؛ آواها، آن‌گونه که اهل منطق می‌گویند، به طور طبیعی دلالت نمی‌کنند، بلکه دلالت آن‌ها قراردادی است.»&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;h3 id="طبیعتگرایانه-_naturalistic_">طبیعت‌گرایانه (&lt;em>Naturalistic&lt;/em>)&lt;/h3>
&lt;p>اگر یک زبان داستانی یا آزمایشی به گونه‌ای طراحی شده باشد که زبان‌های واقعی جهان را الگو قرار دهد، می‌توان آن را &lt;strong>طبیعت‌گرایانه&lt;/strong> نامید.&lt;/p>
&lt;p>برای مثال، اگر چنین زبانی به صورت &lt;strong>پسینی&lt;/strong> از زبان دیگری (طبیعی یا برساخته) مشتق شده باشد، باید فرایندهای طبیعی &lt;strong>تغییرات واجی&lt;/strong>، &lt;strong>واژگانی&lt;/strong> و &lt;strong>دستوری&lt;/strong> را تقلید کند.&lt;/p>
&lt;p>در مقابل، زبان‌هایی مانند &lt;strong>اینترلینگوا&lt;/strong> با هدف سهولت یادگیری و ارتباط ساخته شده‌اند، نه بازنمایی تحول طبیعی زبان. ازاین‌رو، زبان‌های داستانیِ طبیعت‌گرا معمولاً بسیار دشوارتر و پیچیده‌ترند. در حالی که اینترلینگوا دستور زبان، نحو و نظام نوشتاری ساده‌تری نسبت به زبان‌های مبدأ خود دارد (هرچند همچنان از اسپرانتو و زبان‌های منشعب از آن پیچیده‌تر و بی‌قاعده‌تر است)، زبان‌های داستانی طبیعت‌گرا معمولاً ویژگی‌هایی همچون &lt;strong>افعال و اسم‌های بی‌قاعده&lt;/strong> و نیز &lt;strong>فرایندهای واجی پیچیده&lt;/strong> را همانند زبان‌های طبیعی بازآفرینی می‌کنند.&lt;/p>
&lt;h2 id="انگیزهها">انگیزه‌ها&lt;/h2>
&lt;p>دلایل گوناگونی برای ساخت یک &lt;strong>زبان برساخته&lt;/strong> وجود دارد؛ از جمله:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>تسهیل &lt;strong>ارتباطات انسانی&lt;/strong>؛&lt;/li>
&lt;li>بخشیدن لایه‌ای افزوده از واقع‌گرایی به یک اثر &lt;strong>داستانی&lt;/strong> یا جهان برساختهٔ مرتبط با آن؛&lt;/li>
&lt;li>انجام آزمایش و پژوهش در حوزه‌های &lt;strong>زبان‌شناسی&lt;/strong>، &lt;strong>علوم شناختی&lt;/strong> و &lt;strong>یادگیری ماشین&lt;/strong>؛&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>آفرینش هنری&lt;/strong>؛&lt;/li>
&lt;li>استفاده در &lt;strong>بازی‌های نقش‌آفرینی فانتزی&lt;/strong>؛&lt;/li>
&lt;li>و &lt;strong>بازی‌های زبانی&lt;/strong>.&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>برخی افراد نیز زبان‌های برساخته را صرفاً به عنوان &lt;strong>سرگرمی&lt;/strong> می‌آفرینند یا آن‌ها را در چارچوب &lt;strong>جهان‌سازی&lt;/strong> (&lt;em>worldbuilding&lt;/em>) طراحی می‌کنند.&lt;/p>
&lt;p>فرضیهٔ مشهور اما محل مناقشهٔ &lt;strong>ساپیر–ورف&lt;/strong> دربارهٔ &lt;strong>نسبیت زبانی&lt;/strong> نیز گاه به عنوان توجیهی برای ساخت زبان‌های برساخته مطرح می‌شود. بر اساس این فرضیه، زبانی که انسان بدان سخن می‌گوید، بر شیوهٔ اندیشیدن او تأثیر می‌گذارد. در نتیجه، زبانی «بهتر» باید به گویشور خود امکان دهد روشن‌تر یا هوشمندانه‌تر بیندیشد یا بتواند دیدگاه‌های بیشتری را دربر گیرد.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>سوزت هیدن الگین&lt;/strong> با همین انگیزه زبان &lt;strong>Láadan&lt;/strong> را، که زبانی فمینیستی است، ابداع کرد و آن را در مجموعهٔ علمی‌تخیلی فمینیستی خود با عنوان &lt;strong>Native Tongue&lt;/strong> به کار برد. او در مصاحبه‌ای دربارهٔ انگیزهٔ خود چنین می‌گوید:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>«فرضیهٔ من این بود که اگر زبانی بسازم که به طور خاص برای فراهم کردن سازوکاری مناسب‌تر جهت بیان ادراکات زنان طراحی شده باشد، زنان یا (الف) آن را خواهند پذیرفت و به استفاده از آن خواهند پرداخت، یا (ب) ایدهٔ آن را خواهند پذیرفت اما نه خود زبان را، و خواهند گفت: &amp;ldquo;الگین، کاملاً اشتباه کرده‌ای!&amp;rdquo; و در عوض، &amp;ldquo;زبان زنانه&amp;rdquo; دیگری را برای جایگزینی آن خواهند ساخت.»&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>زبان‌های برساخته حتی در &lt;strong>آزمون‌های استاندارد&lt;/strong> مانند &lt;strong>SAT&lt;/strong> نیز به کار رفته‌اند؛ جایی که از آن‌ها برای سنجش توانایی داوطلب در استنباط و به‌کارگیری قواعد دستوری استفاده شده است.&lt;/p>
&lt;p>به همین ترتیب، یک زبان برساخته می‌تواند برای &lt;strong>محدود کردن اندیشه&lt;/strong> نیز به کار رود؛ همان‌گونه که در &lt;strong>زبان نو&lt;/strong> (&lt;em>Newspeak&lt;/em>) در رمان‌های &lt;strong>جورج اورول&lt;/strong> دیده می‌شود. در مقابل، ممکن است هدف از ساخت آن &lt;strong>ساده‌سازی اندیشه&lt;/strong> باشد؛ چنان‌که در زبان &lt;strong>Toki Pona&lt;/strong> مشاهده می‌شود.&lt;/p>
&lt;p>با این حال، زبان‌شناسانی مانند &lt;strong>استیون پینکر&lt;/strong> معتقدند که اندیشه‌ها مستقل از زبان وجود دارند. پینکر در کتاب &lt;strong>غریزهٔ زبان&lt;/strong> (&lt;em>The Language Instinct&lt;/em>) استدلال می‌کند که کودکان در هر نسل به طور خودانگیخته اصطلاحات عامیانه و حتی برخی ساختارهای دستوری را از نو ابداع می‌کنند. از دیدگاه این گروه از زبان‌شناسان، تلاش برای کنترل دامنهٔ اندیشهٔ انسان از طریق اصلاح زبان، سرانجام با شکست روبه‌رو خواهد شد؛ زیرا مفاهیمی مانند «آزادی»، حتی اگر واژه‌های پیشین آن‌ها حذف شوند، دوباره در قالب واژه‌های جدید پدیدار خواهند شد.&lt;/p>
&lt;p>هواداران زبان‌های برساخته همچنین ادعا می‌کنند که هر زبان، بیان و درک برخی مفاهیم را در حوزه‌ای خاص آسان‌تر و بیان مفاهیم دیگر را دشوارتر می‌کند. نمونهٔ این امر را می‌توان در &lt;strong>زبان‌های برنامه‌نویسی&lt;/strong> مشاهده کرد؛ به این معنا که برخی زبان‌های برنامه‌نویسی نوشتن نوع خاصی از برنامه‌ها را آسان‌تر و در مقابل، نوشتن انواع دیگر را دشوارتر می‌کنند.&lt;/p>
&lt;p>دلیل دیگری که برای استفاده از زبان‌های برساخته مطرح می‌شود، &lt;strong>قاعدهٔ تلسکوپ&lt;/strong> (&lt;em>telescope rule&lt;/em>) است. بر اساس این قاعده، ابتدا یادگیری یک زبان برساختهٔ ساده و سپس یک زبان طبیعی، در مجموع زمان کمتری نسبت به یادگیری مستقیم همان زبان طبیعی نیاز دارد. از این رو، برخی پیشنهاد می‌کنند که کسی که قصد یادگیری زبان انگلیسی را دارد، ابتدا &lt;strong>Basic English&lt;/strong> را بیاموزد.&lt;/p>
&lt;p>در واقع، زبان‌های برساخته‌ای مانند &lt;strong>اسپرانتو&lt;/strong> و &lt;strong>اینترلینگوا&lt;/strong> معمولاً ساده‌تر هستند؛ زیرا غالباً از &lt;strong>افعال بی‌قاعده&lt;/strong> و دیگر پیچیدگی‌های دستوری رایج در زبان‌های طبیعی برخوردار نیستند. همچنین، برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که یادگیری اسپرانتو می‌تواند فرایند یادگیری یک زبان طبیعی را در مراحل بعدی تسهیل کند.&lt;/p>
&lt;h2 id="فرایند-توسعه">فرایند توسعه&lt;/h2>
&lt;p>بیشتر پدیدآورندگان امروزی زبان‌های برساخته، که &lt;strong>کان‌لنگر&lt;/strong> (&lt;em>conlanger&lt;/em>) نامیده می‌شوند، زبان‌های برساخته را به عنوان یک سرگرمی، برای یک اثر داستانی، یا به منظور &lt;strong>رضایت و تحقق شخصی&lt;/strong> خلق می‌کنند.&lt;/p>
&lt;p>کان‌لنگرها معمولاً زبان خود را با تعریف &lt;strong>واج‌شناسی&lt;/strong>، &lt;strong>نحو&lt;/strong>، &lt;strong>دستور زبان&lt;/strong> و دیگر ویژگی‌های آن طراحی می‌کنند. انجام این کار مستلزم دست‌کم آشنایی مقدماتی با &lt;strong>زبان‌شناسی&lt;/strong> است.&lt;/p>
&lt;p>از دههٔ ۱۹۷۰ تا دههٔ ۱۹۹۰ نشریات گوناگونی دربارهٔ زبان‌های برساخته منتشر شدند؛ از جمله:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;em>Glossopoeic Quarterly&lt;/em>&lt;/li>
&lt;li>&lt;em>Taboo Jadoo&lt;/em>&lt;/li>
&lt;li>&lt;em>The Journal of Planned Languages&lt;/em>&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>در سال ۱۹۹۱، &lt;strong>فهرست پستی کان‌لنگ&lt;/strong> (&lt;em>Conlang Mailing List&lt;/em>) تأسیس شد و بعدها فهرست پستی مستقلی با عنوان &lt;strong>AUXLANG&lt;/strong>، ویژهٔ زبان‌های کمکی بین‌المللی، از آن منشعب شد.&lt;/p>
&lt;p>در اوایل و میانهٔ دههٔ ۱۹۹۰ نیز چندین مجلهٔ الکترونیکی و وبگاه مرتبط با زبان‌های برساخته منتشر شدند؛ از جمله:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;em>Vortpunoj&lt;/em>&lt;/li>
&lt;li>&lt;em>Model Languages&lt;/em>&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>فهرست پستی کان‌لنگ به تدریج به جامعه‌ای از کان‌لنگرها با فرهنگ و رسوم خاص خود تبدیل شد؛ از جمله برگزاری &lt;strong>چالش‌های ترجمه&lt;/strong> و &lt;strong>رله‌های ترجمه&lt;/strong> (&lt;em>translation relays&lt;/em>) و نیز شکل‌گیری اصطلاحات تخصصی ویژهٔ این جامعه.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>سارا هیگلی&lt;/strong> بر اساس نتایج پیمایش‌های خود گزارش می‌کند که اعضای این فهرست پستی عمدتاً مردانی از آمریکای شمالی و اروپای غربی بوده‌اند و تعداد کمتری نیز از اقیانوسیه، آسیا، خاورمیانه و آمریکای جنوبی در آن حضور داشته‌اند. دامنهٔ سنی اعضا از ۱۳ سال تا بیش از ۶۰ سال بوده و شمار زنان شرکت‌کننده نیز به مرور زمان افزایش یافته است.&lt;/p>
&lt;p>در سال‌های بعد، جوامع اینترنتی دیگری نیز شکل گرفتند؛ از جمله:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>تالار گفت‌وگوی زامپیست&lt;/strong> (&lt;em>Zompist Bulletin Board&lt;/em> یا &lt;strong>ZBB&lt;/strong>) که از سال ۲۰۰۱ فعالیت خود را آغاز کرد؛&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Conlanger Bulletin Board&lt;/strong>.&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>گفت‌وگوهای این انجمن‌ها معمولاً شامل موضوعات زیر است:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>معرفی زبان‌های برساختهٔ اعضا و دریافت بازخورد از دیگران؛&lt;/li>
&lt;li>بحث دربارهٔ زبان‌های طبیعی؛&lt;/li>
&lt;li>بررسی اینکه آیا ویژگی‌های خاص یک زبان برساخته در زبان‌های طبیعی نیز سابقه‌ای دارند یا نه؛&lt;/li>
&lt;li>بررسی اینکه چگونه می‌توان ویژگی‌های جالب زبان‌های طبیعی را در زبان‌های برساخته به کار گرفت؛&lt;/li>
&lt;li>انتشار متن‌های کوتاه جالب به عنوان چالش ترجمه؛&lt;/li>
&lt;li>و نیز بحث‌های نظری دربارهٔ فلسفهٔ ساخت زبان، انگیزه‌های کان‌لنگرها و اینکه آیا ساخت زبان‌های برساخته را باید نوعی &lt;strong>هنر&lt;/strong> دانست یا &lt;strong>سرگرمی&lt;/strong>.&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>پیمایش دیگری که در سال ۲۰۰۱ توسط &lt;strong>پاتریک جرت&lt;/strong> انجام شد، نشان داد که میانگین سنی کان‌لنگرها &lt;strong>۳۰٫۶۵ سال&lt;/strong> و میانگین مدت زمانی که از آغاز فعالیت آن‌ها در ساخت زبان گذشته بود &lt;strong>۱۱٫۸۳ سال&lt;/strong> است.&lt;/p>
&lt;p>بحثی جدیدتر در تالار گفت‌وگوی ZBB نیز نشان داد که بسیاری از کان‌لنگرها مدت نسبتاً کوتاهی را صرف هر زبان می‌کنند و معمولاً از یک پروژه به پروژهٔ دیگر می‌روند. در مقابل، حدود یک‌سوم آنان سال‌های متمادی را صرف توسعهٔ یک زبان واحد می‌کنند.&lt;/p>
&lt;p>یکی از محدودیت‌های طراحی یک زبان برساخته آن است که اگر این زبان قرار باشد، مانند &lt;strong>دوتراکی&lt;/strong> (&lt;em>Dothraki&lt;/em>) و &lt;strong>والیریایی علیا&lt;/strong> (&lt;em>High Valyrian&lt;/em>) در مجموعهٔ &lt;strong>بازی تاج‌وتخت&lt;/strong> (&lt;em>Game of Thrones&lt;/em>)، زبان طبیعی شخصیت‌های یک اثر داستانی باشد، باید تلفظ آن برای بازیگران آسان باشد. همچنین لازم است با قطعاتی از آن زبان که نویسندهٔ اثر پیش‌تر ابداع کرده است سازگار باشد و، در صورت امکان، با نام‌های خاص شخصیت‌های داستانیِ گویشور آن زبان نیز هماهنگی داشته باشد.&lt;/p>
&lt;h2 id="تحول-طبیعی">تحول طبیعی&lt;/h2>
&lt;p>هرگاه یک &lt;strong>زبان برساخته&lt;/strong> دارای جامعه‌ای از گویشوران شود، به‌ویژه اگر شمار گویشوران آن زیاد باشد، معمولاً به تدریج دچار تحول می‌شود و در نتیجه، تا اندازه‌ای ویژگی «برساخته بودن» خود را از دست می‌دهد.&lt;/p>
&lt;p>برای نمونه، &lt;strong>عبری نوین&lt;/strong> و هنجارهای تلفظ آن بر پایهٔ سنت‌های پیشین زبان عبری، از جمله &lt;strong>عبری میشنایی&lt;/strong> و &lt;strong>عبری کتاب مقدس&lt;/strong>، و با پیروی از الگوی کلی تلفظ &lt;strong>سفاردی&lt;/strong> شکل گرفتند، نه اینکه از ابتدا به‌طور کامل طراحی و مهندسی شده باشند. این زبان همچنین از زمان تأسیس دولت &lt;strong>اسرائیل&lt;/strong> در سال ۱۹۴۸ تاکنون دستخوش تغییرات قابل‌توجهی شده است.&lt;/p>
&lt;p>با این حال، زبان‌شناس &lt;strong>گیلعاد زوکرمان&lt;/strong> استدلال می‌کند که آنچه امروزه «عبری نوین» خوانده می‌شود، در واقع زبانی است که او آن را &lt;strong>«اسرائیلی»&lt;/strong> (&lt;em>Israeli&lt;/em>) می‌نامد؛ زبانی دورگه از نوع &lt;strong>سامی–اروپایی&lt;/strong> که نه تنها بر عبری، بلکه بر &lt;strong>ییدیش&lt;/strong> و دیگر زبان‌هایی که احیاکنندگان این زبان بدان‌ها سخن می‌گفتند نیز استوار است. از همین رو، زوکرمان از ترجمهٔ &lt;strong>کتاب مقدس عبری&lt;/strong> به آنچه «اسرائیلی» می‌نامد، حمایت می‌کند.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>اسپرانتو&lt;/strong> نیز، به عنوان یک زبان زنده و گفتاری، از زمان انتشار طرح اولیه و هنجاری آن در سال ۱۸۸۷ دستخوش تحول چشمگیری شده است. به همین دلیل، در ویرایش‌های جدید کتاب &lt;strong>Fundamenta Krestomatio&lt;/strong>، که مجموعه‌ای از متون اولیهٔ اسپرانتو و نخستین بار در سال ۱۹۰۳ منتشر شد، برای توضیح تفاوت‌های &lt;strong>نحوی&lt;/strong> و &lt;strong>واژگانی&lt;/strong> میان اسپرانتوی آغازین و اسپرانتوی امروزی، یادداشت‌های فراوانی افزوده شده است.&lt;/p>
&lt;h2 id="پذیرش">پذیرش&lt;/h2>
&lt;p>تعداد افرادی که به یک &lt;strong>زبان برساخته&lt;/strong> تسلط کامل دارند، بسیار اندک است.&lt;/p>
&lt;p>برای مثال، در &lt;strong>سرشماری سال ۲۰۱۱ مجارستان&lt;/strong>، تعداد &lt;strong>۸٬۳۹۷&lt;/strong> نفر به عنوان گویشور &lt;strong>اسپرانتو&lt;/strong> ثبت شدند. همچنین در &lt;strong>سرشماری سال ۲۰۰۱&lt;/strong> این کشور، تعداد گویشوران زبان‌های برساختهٔ دیگر به این صورت گزارش شد:&lt;/p>
&lt;ul>
&lt;li>&lt;strong>Romanid&lt;/strong>: ۱۰ نفر&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Interlingua&lt;/strong>: ۲ نفر&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Ido&lt;/strong>: ۲ نفر&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Idiom Neutral&lt;/strong>: ۱ نفر&lt;/li>
&lt;li>&lt;strong>Mundolinco&lt;/strong>: ۱ نفر&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;p>بر اساس &lt;strong>سرشماری سال ۲۰۱۰ روسیه&lt;/strong> نیز، حدود &lt;strong>۹۹۲&lt;/strong> نفر در این کشور اسپرانتو صحبت می‌کردند (که آن را به &lt;strong>یکصد و بیستمین زبان رایج&lt;/strong> کشور تبدیل می‌کرد) و &lt;strong>۹ نفر&lt;/strong> نیز گویشور زبان &lt;strong>Ido&lt;/strong>، یکی از زبان‌های منشعب از اسپرانتو (&lt;em>Esperantido&lt;/em>)، بودند.&lt;/p>
&lt;p>بر پایهٔ داده‌های &lt;strong>Ethnologue&lt;/strong>، بین &lt;strong>۲۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر&lt;/strong> در جهان وجود دارند که &lt;strong>اسپرانتو زبان مادری&lt;/strong> آنان است.&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>دی‌آرموند اسپیرز&lt;/strong>، از اعضای &lt;strong>مؤسسهٔ زبان کلینگان&lt;/strong> (&lt;em>Klingon Language Institute&lt;/em>)، کوشید فرزند خود را به صورت &lt;strong>دوزبانه&lt;/strong> پرورش دهد و در کنار زبان انگلیسی، از زبان برساختهٔ &lt;strong>کلینگان&lt;/strong> نیز در ارتباط با او استفاده کند.&lt;/p>
&lt;h2 id="کدهای-شناسایی">کدهای شناسایی&lt;/h2>
&lt;p>&lt;strong>کدهای زبان‌های برساخته&lt;/strong> (&lt;em>Codes for Constructed Languages&lt;/em>) شامل کد &lt;strong>&lt;code>art&lt;/code>&lt;/strong> در استاندارد &lt;strong>ISO 639-2&lt;/strong> برای زبان‌های برساخته است.&lt;/p>
&lt;p>با این حال، برخی از زبان‌های برساخته کدهای اختصاصی خود را در استاندارد &lt;strong>ISO 639&lt;/strong> دارند؛ از جمله:&lt;/p>
&lt;table>
&lt;thead>
&lt;tr>
&lt;th>زبان&lt;/th>
&lt;th>کد ISO 639&lt;/th>
&lt;/tr>
&lt;/thead>
&lt;tbody>
&lt;tr>
&lt;td>اسپرانتو (&lt;em>Esperanto&lt;/em>)&lt;/td>
&lt;td>&lt;code>eo&lt;/code> ، &lt;code>epo&lt;/code>&lt;/td>
&lt;/tr>
&lt;tr>
&lt;td>لژبان (&lt;em>Lojban&lt;/em>)&lt;/td>
&lt;td>&lt;code>jbo&lt;/code>&lt;/td>
&lt;/tr>
&lt;tr>
&lt;td>اینترلینگوا (&lt;em>Interlingua&lt;/em>)&lt;/td>
&lt;td>&lt;code>ia&lt;/code> ، &lt;code>ina&lt;/code>&lt;/td>
&lt;/tr>
&lt;tr>
&lt;td>کلینگان (&lt;em>Klingon&lt;/em>)&lt;/td>
&lt;td>&lt;code>tlh&lt;/code>&lt;/td>
&lt;/tr>
&lt;tr>
&lt;td>ایدو (&lt;em>Ido&lt;/em>)&lt;/td>
&lt;td>&lt;code>io&lt;/code> ، &lt;code>ido&lt;/code>&lt;/td>
&lt;/tr>
&lt;tr>
&lt;td>لینگوا فرانکا نُوا (&lt;em>Lingua Franca Nova&lt;/em>)&lt;/td>
&lt;td>&lt;code>lfn&lt;/code>&lt;/td>
&lt;/tr>
&lt;tr>
&lt;td>توکی پونا (&lt;em>Toki Pona&lt;/em>)&lt;/td>
&lt;td>&lt;code>tok&lt;/code>&lt;/td>
&lt;/tr>
&lt;/tbody>
&lt;/table>
&lt;h2 id="مالکیت">مالکیت&lt;/h2>
&lt;p>اینکه آیا یک &lt;strong>زبان برساخته&lt;/strong> می‌تواند موضوع مالکیت یا حمایت قوانین &lt;strong>مالکیت فکری&lt;/strong> قرار گیرد، و حتی اینکه آیا اجرای چنین قوانینی در مورد زبان‌های برساخته امکان‌پذیر است یا نه، موضوعی محل اختلاف و مناقشه است.&lt;/p>
&lt;p>در سال ۲۰۱۵، شرکت‌های &lt;strong>CBS&lt;/strong> و &lt;strong>Paramount Pictures&lt;/strong> علیه پروژهٔ فیلم هواداری &lt;strong>Axanar&lt;/strong> اقامهٔ دعوی کردند و مدعی شدند که این پروژه حقوق مالکیت فکری آن‌ها را، از جمله نسبت به &lt;strong>زبان کلینگان&lt;/strong> (&lt;em>Klingon&lt;/em>) و دیگر عناصر خلاقانه، نقض کرده است.&lt;/p>
&lt;p>در جریان این اختلاف، &lt;strong>مارک اوکرند&lt;/strong>، طراح اصلی زبان کلینگان، نسبت به اعتبار ادعای پارامونت دربارهٔ مالکیت این زبان ابراز تردید کرد.&lt;/p>
&lt;p>همچنین &lt;strong>انجمن آفرینش زبان&lt;/strong> (&lt;em>Language Creation Society&lt;/em>) با ارائهٔ یک &lt;strong>لایحهٔ دوست دادگاه&lt;/strong> (&lt;em>amicus curiae brief&lt;/em>) استدلال کرد که خود زبان کلینگان، بر اساس &lt;strong>بند 102(b)&lt;/strong> از &lt;strong>قانون حق تکثیر ایالات متحده مصوب ۱۹۷۶&lt;/strong> (&lt;em>Copyright Act of 1976&lt;/em>)، قابلیت برخورداری از حق مؤلف را ندارد؛ زیرا زبان یک &lt;strong>روش، فرایند یا نظام ارتباطی&lt;/strong> است، نه &lt;strong>بیان یک ایده&lt;/strong> (&lt;em>expression of an idea&lt;/em>).&lt;/p>
&lt;p>&lt;strong>دیوید جی. پترسون&lt;/strong>، که زبان‌های برساختهٔ شناخته‌شده‌ای همچون &lt;strong>والیریایی&lt;/strong> (&lt;em>Valyrian&lt;/em>) و &lt;strong>دوتراکی&lt;/strong> (&lt;em>Dothraki&lt;/em>) را خلق کرده است، دیدگاهی مشابه دارد. او می‌گوید:&lt;/p>
&lt;blockquote>
&lt;p>«از نظر نظری، هر کسی باید بتواند هر چیزی را با هر زبانی که من ساخته‌ام منتشر کند و، به نظر من، نه من و نه هیچ شخص دیگری نباید بتوانیم مانع این کار شویم.»&lt;/p>
&lt;/blockquote>
&lt;p>با این حال، پترسون همچنین ابراز نگرانی کرده است که صاحبان ادعایی این حقوق ــ صرف‌نظر از اینکه ادعای مالکیت آنان از نظر حقوقی معتبر باشد یا نه ــ احتمالاً علیه افرادی که آثاری را به این زبان‌ها منتشر می‌کنند، به‌ویژه اگر از آن آثار سود مالی ببرند، طرح دعوی خواهند کرد.&lt;/p>
&lt;p>از سوی دیگر، منابع آموزشی جامع برای برخی زبان‌های برساخته، مانند &lt;strong>والیریایی علیا&lt;/strong> (&lt;em>High Valyrian&lt;/em>) و &lt;strong>کلینگان&lt;/strong>، منتشر شده و به‌صورت رایگان در پلتفرم آموزش زبان &lt;strong>Duolingo&lt;/strong> در دسترس قرار گرفته‌اند؛ هرچند این دوره‌ها با مجوز صاحبان حقوق مربوطه ارائه می‌شوند.&lt;/p>
&lt;p>از آنجا که تاکنون تنها تعداد اندکی از چنین اختلافات حقوقی رخ داده است، هنوز &lt;strong>اجماع حقوقی روشنی دربارهٔ مالکیت زبان‌ها&lt;/strong> وجود ندارد.&lt;/p>
&lt;p>نمونهٔ دیگری از این مناقشات مربوط به &lt;strong>مرکز بومیان تاسمانی&lt;/strong> (&lt;em>Tasmanian Aboriginal Centre&lt;/em>) است که ادعای مالکیت زبان &lt;strong>palawa kani&lt;/strong> را مطرح کرده است. این زبان تلاشی برای بازسازی ترکیبیِ حدود دوازده زبان منقرض‌شدهٔ بومی تاسمانی است. این مرکز از &lt;strong>ویکی‌پدیا&lt;/strong> خواسته است مقالهٔ مربوط به این پروژه را حذف کند؛ با این حال، در حال حاضر &lt;strong>هیچ پشتوانهٔ حقوقی معتبری&lt;/strong> برای این ادعای مالکیت وجود ندارد.&lt;/p>
&lt;h2 id="منابع">منابع&lt;/h2>
&lt;div dir="ltr">
&lt;ul>
&lt;li>Comrie, Bernard, ed. (1990). The World&amp;rsquo;s Major Languages. Oxford University Press. ISBN 0-19-506511-5.&lt;/li>
&lt;li>Couturat, Louis (1907). Les nouvelles langues internationales [New International Languages] (in French). Paris: Hachette.. With Léopold Leau. Republished 2001, Olms.&lt;/li>
&lt;li>Couturat, Louis (1910). Étude sur la dérivation dans la langue internationales [Study on Derivation in the International Language] (in French). Paris: Delagrave.&lt;/li>
&lt;li>Eco, Umberto (1995). The Search for the Perfect Language. Oxford: Blackwell. ISBN 0-631-17465-6.&lt;/li>
&lt;li>Libert, Alan (2000). A priori Artificial Languages (Languages of the world). Lincom Europa. ISBN 3-89586-667-9.&lt;/li>
&lt;li>Okrent, Arika (2009). In the Land of Invented Languages: Esperanto Rock Stars, Klingon Poets, Loglan Lovers, and the Mad Dreamers Who Tried to Build A Perfect Language. Spiegel &amp;amp; Grau. p. 352. ISBN 978-0-385-52788-0.&lt;/li>
&lt;li>Peterson, David (2015). The Art of Language Invention (1st ed.). Penguin Books. p. 22. ISBN 978-0143126461.&lt;/li>
&lt;li>Dance, Amber (24 August 2007). &amp;ldquo;Babel&amp;rsquo;s modern architects&amp;rdquo;. The Los Angeles Times. (Originally published as &amp;ldquo;In their own words &amp;ndash; literally&amp;rdquo;)&lt;/li>
&lt;/ul>
&lt;/div></description></item></channel></rss>