شکایت

برای هیچ چیز،

روتین هایت را

که جان کندی تا مستقر شوند؛

تغییر نده.

هیچ چیز …

درخشان ترین چیز.

زمانه به قدر کافی برای بر هم زدن تو دارد.

با طوفان؛

علیه این آبادی نحیف،

همدست نشو …

بعضی چیزها

پشت همه چیز می چسباندم: حالا که چی؟

جدیدا فهمیده ام که پشت بعضی چیز ها نمی شود چسباند: حالا که چی؟

مثلا خوشبختی.

می شود پشت خوشبختی چسباند “حالا که چی”؟

نه. همه چیز ها انجام می شوند برای خوشبختی. وقتی خوشبخت باشی دیگر خلاص می شوی از اینکه بپرسی: حالا که چی؟

یک چیز دیگر هم اینچنین است که نباید گفت …

طعم صبر

طعم صبر، گَس است.

رنگش سبز،

رنگ آخرین پُغ استفراغ هایم.

قدرت گرفته از Hugo
قالب Stack ساخته شده توسط Jimmy