ماییم و شب سیاه گمراهی
ای نور شب افروز
شلاق خورده نفس سرکشیم و بی نفس به خاک مذلت افتاده
ای ستاره هدایت کاروان خطا کاران
کجاست نمی که تر کند لب خشکیده گنه کاری
کجاست آیتی، نوری که جهت دهد، سرگشته ای در بیابانی
ماییم و شب سیاه گمراهی
ای نور شب افروز
شلاق خورده نفس سرکشیم و بی نفس به خاک مذلت افتاده
ای ستاره هدایت کاروان خطا کاران
کجاست نمی که تر کند لب خشکیده گنه کاری
کجاست آیتی، نوری که جهت دهد، سرگشته ای در بیابانی